جانباز شهید سردار حاج رحیم انصاری

تصویر پروفایل جانباز شهید سردار حاج رحیم انصاری

نام پدر: غلامعلی
تاریخ تولد: 1342/1/15
محل تولد: رهنان
شغل: عضو رسمی سپاه پاسداران
تاریخ شهادت: 1397/12/17
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان


جانباز شهید رحیم انصاری در سال 1342 در رهنان و در خانواده‌ای مستضعف دیده به جهان گشود. او كه آخرين فرزند خانواده بود، وقتي به سن شش سالگي رسيد به دليل اينكه شناسنامه برادر مرحومش را که پنج سال اضافه‌تر از سن قانوني‌اش بود براي او گذاشته بودند، موفق به ثبت‌نام در دبستان نشد. پس از اينكه شناسنامه جديدي برايش گرفتند ديگر نتوانست به دبستان روزانه برود و مجبور شد دوره ابتدايي را به صورت شبانه طي كند. پس از دوره ابتدايي، در كارگاه كفاشي برادر بزرگش مشغول كار شد؛ ولي بازيگوشي و شيطنت او باعث شد كه ديگر در كارگاه برادرش نماند و براي شاگردي به يك كارگاه كوچك قلم‌زني برود. هفته دوم كارش كه قير روي دستش ريخت و سوخت، ديگر دوام نياورد و كار قلم‌زني را ترك كرد.

مادرش كه دوست داشت او هم مانند دو برادرش خياطي ياد بگيرد، او را به كارگاه كوچك پيراهن‌دوزي در چهارسوق فرستاد. او در كنار شاگردي خياطي به روزنامه‌فروشي جنب كارگاه خياطي مي‌رفت و مجله‌ها و روزنامه‌هاي آنجا را مطالعه مي‌كرد و بر دانستني‌هاي خود مي‌افزود. سه چهار ماهي در كلاس پنجم بود تا در شهريورماه، در دبيرستان صائب به صورت متفرقه در امتحان شركت كرد و مدرك پايان دوره ابتدايي را اخذ نمود.

از آنجايي كه حقوقی كه از راه خیاطی به دست مي‌آورد ناچيز بود، در سال 1354 به كارخانه شهناز رفت و بقیه اوقاتش را به آموزش پيراهن‌دوزي نزد يكي از اساتيد خیاط شهر پرداخت. از كارافتادگي پدر و مشكلات معيشتي خانواده ناچار او را به راه‌اندازي يك كارگاه كوچك خياطي واداشت.

شهید انصاری تحت تعليم و آموزش ديني برادرش عباس و نیز با مؤانستي كه با محمدحسن آقامحمدي در كارگاه داشت، با گوش سپردن به سخنرانی‌های خطباي معروف شهر به معارف اسلامي آگاهي بيشتري يافت و با آغاز حركت انقلابي مردم عليه سلطنت شاهنشاهي، همراه آنان شد. او خود مي‌گويد:‌ “سال 56 بود كه نوارهاي امام را هم برايم آورد. شب‌هاي جمعه با محمدحسن آقامحمدي بلند مي‌شدم و براي شنيدن دعاي كميل آقاي مظاهري به تكيه ملك مي‌رفتم تا اينكه كم كم توي اين وادي افتادم.”

ارديبهشت سال 1356 و اواخر همان سال بود كه پدر و مادرش را از دست داد. چهلم پدر همزمان با مراسم چهلم شهداي جهرم در مسجد حكيم بود. در راه بازگشت از تخت فولاد، مأمورين نظامي او را دستگير كرده با شليك چند تير در كنار گوشش او را رها مي‌كنند.
او كه قبل از انقلاب مورد تعقيب مأمورين پاسگاه قرار گرفت، با تعطيلي خياطي همراه برادرش به كار آرماتوربندي مشغول شد و اوقات بيكاري را با دوستانش مي‌گذراند و در تظاهرات و راهپيمايي‌هاي اصفهان شركت مي‌كرد و در برگزاري مراسم سخنراني‌ها در رهنان فعال بود و براي مبارزه با دستگاه شاه سر از پا نمي‌شناخت به طوري كه يك بار در تعقيب و گريز از چنگ مأمورين پاسگاه توانست فرار كند.

حضور او در تحصن معروف منزل آيت‌الله خادمي و حضور در تظاهرات و درگيري در ميدان انقلاب هنگام پائين كشيدن مجسمه شاه و درگيري با نيروهاي ساواك در خيابان كمال اسماعيل و حضور در تجمع مسجد مصلي و اعلام راهپيمايي آن و حضور در اكثر تظاهرات شهر اصفهان و تيران و كرون و رهنان، حضور در مراسم استقبال از ورود امام(ره) به ايران، نشانگر فعاليت چشمگير انقلابي او در آن دوران بود. با پيروزي انقلاب همراه با شهید فريدون بختياري و ديگر دوستانش در محله خود، نسبت به ايجاد پايگاه در مسجد و حراست از شهر اقدام نمود و مركزي را براي آموزش اسلحه براي عموم مردم برپا نمود. با ايجاد غائله توسط مزدوران بيگانه در خرمشهر در آنجا حضور پيدا كرد و به ياري نيروهاي مدافع انقلاب شتافت.

پس از آن به سيستان و بلوچستان اعزام گرديد و با اشرار و توطئه‌گران و مزدوران به مقابله برخاست. در سال 1358 در يكي از درگيري‌های آن منطقه مورد اصابت گلوله به زانو قرار ‌گرفت و به اصفهان اعزام شد و در يكي از بيمارستان‌ها بستري ‌گردید و تا مدت‌ها درگیر عمل‌های متعدد بود. با زانوی آسیب دیده، ضمن فعاليت در واحد تداركات سپاه و واحد مبارزه با مواد مخدر، در سال 1359 به كارهاي اجتماعي و فرهنگي و امور شهرداري شهر خود مشغول شد.

با شروع جنگ عراق عليه ايران و سقوط خرمشهر همراه با شهید فريدون بختياري و ديگر همرزمانش به آبادان اعزام گرديد. او به اتفاق همرزمانش با ايجاد خاكريزي در جاده ماهشهر، پشت ايران‌گاز در آنجا مستقر و با قبضه خمپاره‌انداز همراه با فريدون بختياري به مقابله با دشمن بعثي پرداخت. در ايستگاه هفت با كاليبر 50 با دوربين ديد در شب به طرف عراقي‌ها شليك مي‌كرد و عراقي‌هايي را كه با ماشين از جاده اهواز آبادان به طرف ذوالفقاريه مي‌رفتند، مي‌زد و هر شب به اين كار ادامه مي‌داد. در يكي از همين شب‌ها در حالي كه سوار بر موتور 120 بود با وسيله‌ نقليه حامل مجروحي برخورد مي‌كند و كف پايش سوراخ و پاره مي‌شود كه حاضر به ترك منطقه نمي‌شود و به محل استقرار هلال احمر در زير پل جاده ماهشهر آبادان رفته با بخيه پايش به خط برمی‌گردد؛ ولی روز بعد پایش عفونت مي‌كند.
بار ديگر بعد از عمليات (شيخ فضل‌الله نوري) تپه‌هاي مدن و هنگام تكميل خاكريزي، در اثر اصابت دو تير در شكم و يك تير به كمر مجروح گرديد كه به بيمارستان طالقاني آبادان اعزام و سپس از ماهشهر به اصفهان رفته در آنجا بستري مي‌گردد. همين مجروحيتش او را مدت‌ها دچار بيمارستان‌ و مداواي دائمي عوارض آن مي‌كند.

در عمليات ثامن‌الائمه (علیه‌السلام)، تركشي به پايش اصابت كرده و با مچي از كار افتاده توسط همرزمانش به بيمارستان شركت نفت برده مي‌شود. او بعد از اين مجروحيت ضمن مداوا تا عمليات والفجر مقدماتي در سپاه رهنان مشغول فعاليت مي‌شود و به ارسال كمك‌هاي مردمي به جبهه می‌پردازد.

در سال 1362 تشكيل خانواده داده و با فرارسيدن عمليات والفجر 3 مسئوليت اردوگاه بدر را در منطقه نزديك مهران در كنار رودخانه كُنْجانْچَمْ به عهده مي‌گيرد. دو سه روز به عمليات مانده در مسير پادگان ايلام دچار سانحه شده، با جراحت سطحي به بهداري اردوگاه برده مي‌شود. بعد از عمليات والفجر 3 تا نزديكي‌هاي عمليات خيبر به مدت سه چهار ماه به وضعيت پايش رسيدگي مي‌كند؛ چرا كه از سال 60 تا 87 پايش به عفونت مبتلا بود و با اين مشكل نمي‌توانست دائم در ماموریت به سر برد.

او از عمليات خيبر به بعد در مسئوليت‌هاي مختلفي مانند واحد يگان دريايي و مهندسي رزمي لشكر 25 كربلا انجام وظيفه نمود و در اردیبهشت سال 1368 طی حکمی به عنوان سرپرست بنیاد مستضعفان و جانبازان استان ایلام منصوب ‌شد. پس از پايان جنگ پروژه استخر شهيد فريدون بختياري را به سرانجام رساند. يكي ديگر از خدمات سردار انصاري تأسيس تعاوني مسكن ايثارگران شهر رهنان مي‌باشد.

و بالاخره سردار جانباز حاج رحيم انصاري پس از ساليان دراز با جانبازی 70 درصدی و تني مجروح و سينه‌اي سوخته، بر اثر مشكل ريوي و عوارض شیمیایی در روز جمعه 17/12/97 در بيمارستان بقيه‌الله (عج) تهران، روح بي‌قرارش از تن رنجور و مرارت ديده فراغت يافت و به دیارحق پيوست.


مسئولیت‌های جانباز شهید سردار حاج رحیم انصاری به شرح زیر است:

نیروی رزمنده در ایرانشهر از 1/4/58 تا31/3/59
مسئول اردوگاه لشکر پنج نصر از 18/11/61تا 19/4/62
مسئول اردوگاه بدر لشکر 5 نصر 19/4/62 تا 19/7/62
مسئول پادگان ظفر در ایلام از 20/7/62 تا 30/10/62
مسئول یگان دریایی در عملیات خیبر 1/11//62 تا 30/2/63
جانشین تیپ مستقل 313 حر از تاریخ 12/12/67 لغایت 29/7/68
مدیر کل بنیاد استان ایلام از 19/7/68 لغایت 8/3/71
مجروحیت‌های جانباز شهید سردار حاج رحیم انصاری به شرح زیر است:
اصابت تیر به زانوی راست در منطقه ایرانشهر در 15/11/58
اصابت تیر تانک و موج گرفتگی از ناحیه هر دو گوش در ایستگاه هفت در اسفند 59
اصابت سه تیر به سینه و شکم و پشت در ایستگاه دوازده آبادان در 24/3/60
اصابت ترکش به زانوی چپ در پل حفار منطقه آبادان 7 /7/60
اصابت ترکش بمب به پشت و موج‌گرفتگی در شط‌علی در مهرماه 64
اصابت بمب شیمیایی و مجروحیت از ناحیه ریه و مغز و اعصاب 25/11/64
شهادت در بيمارستان بقيه‌الله (عج) تهران 17/12/97

مشاهده گالری تصاویر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *