شهید احمدرضا کبیری

تصویر پروفایل شهید احمدرضا کبیری

نام پدر: اکبر
تاریخ تولد: 1325
محل تولد: رهنان
شغل: کارگر کارخانه
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 61/2/17
محل شهادت: خرمشهر
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان

شهید احمدرضا کبیری در سال 1325 در یک خانواده‌ی مذهبی در شهر رهنان چشم به جهان گشود و در یک محیط آکنده از ایمان و معنویت تربیت شد. بعد از سپری کردن دوران کودکی و نوجوانی و اتمام دوره‌ی تحصیلات ابتدایی به جهت مشکلات خانواده و این که او اولین فرزند خانواده بود در کارهای کشاورزی و دامداری به کمک پدر رفت و از این پس عملاً کار خود را با این شغل مقدس و پر برکت شروع نمود. پس از چندی ازدواج کرد که ثمره‌ی این ازدواج دو فرزند پسر و یک فرزند دختر می‌باشد. او در کارخانه نیز کار می‌کرد و در ضمن به کشاورزی هم مشغول بود. در جریان انقلاب در تظاهرات شرکت فعال داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی در عرصه‌ی نبرد حاضر شد و پس از مجروح شدن در عملیات شکست حصر آبادان در عملیات بیت‌المقدس به درجه‌ی رفیع شهادت نایل گردید.

در نماز جمعه شرکت فعال داشت و خانواده را نیز تشویق به این کار می‌کرد. نماز شب نیز می‌خواند. بعد از اتمام کار خود در کارخانه، وقتی وارد منزل می‌شد لباس نظامی می‌پوشید و در بسیج جهت انجام مأموریت‌ها حاضر می‌شد.

ای مردم شهیدپرور شکر نعمت رهبری را به جا آورید و دستوراتش را عمل کنید و حافظ خون شهدا و پیرو ولایت‌فقیه باشید. با مشت‌های گره کرده به دهان منافقان و استکبار جهانی بزنید. هدفم از آمدن به جبهه خشنودی خدا بوده‌است و می‌خواستم به وظیفه‌ی شرعی و انسانی خود عمل کنم.

مشاهده وصیتنامه شهید

وصیتنامه شهید احمدرضا کبیری

بسم الله الرحمن الرحیم

الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّـهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ (سوره بقره آیه 156)
مؤمنین کسانی هستند که در هنگام مصیبت‌ها می‌گویند ما از آن خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم.

درود خدا برمحمدمصطفی(ص)، پیامبر خاتم. درود خدا بردوازده نور آسمانی ولایت، امامان معصوم(علیهم‌السلام).
درود بر امام زمان(عج) و درود برنایب برحقش امام خمینی فرمانده کل قوا.

هدفم از آمدن به جبهه خشنودی خدا بوده است و می‌خواستم به وظیفه شرعی وانسانی خود عمل کنم. آمده‌ام تا ندای هل من ناصر ینصرنی حسین(علیه‌السلام) در دشت کربلا را لبیک گویم که حسین این زمان امام خمینی است که از سلاله پاک حسین(علیه‌السلام) است.

وصیتنامه من احمدرضا کبیری رزمنده اسلام بدین قرار است:
ای مردم شهیدپرور ایران، امام را تنها نگذارید و دستوراتش را عمل کنید و شکر نعمت رهبری را بجا آورید. حافظ خون شهدا باشید و خود را درمقابل خون شهدا مسئول بدانید.
پیرو ولایت‌فقیه باشید تا به مملکت اسلامی ما آسیبی وارد نیاید.

به پدر و مادر وهمسر و خواهران و برادرانم سلام می‌رسانم و از آن‌ها می‌خواهم که درمصیبت من صبور باشید و شیون مکنید و امیدوارم که خدا به شما صبرعنایت بفرماید.
اگر شهادت نصیب من شد شما مانند پدر و مادر و خواهران و برادران سایر شهدا عمل کنید و با مشت‌های گره کرده به دهان منافقین واستکبار جهانی بزنید.

شب‌های جمعه که دعای کمیل برقرار می‌کنند شما هم شرکت کنید.
یک دانگ خانه از خانه شش دانگی خود را به همسرم بخشیدم برای قباله و مهریه و از او می‌خواهم که مرا ببخشد. هفت هزار تومان به خواهرزنم بدهکارم. دوهزار تومان بابت خمس بدهکارم. دوهزار و سیصد تومان به احمد کدخدایی بدهکارم.
جسد مرا در تکیه شهدای رهنان درکنار قبرشهید رحیم دفن کنید.
والسلام
احمدرضا کبیری 61/2/10

از زبان همسر شهید: خاطره‌های زیادی از شهید ارجمند به جا مانده است که می‌توان از آن‌ها، به تعریف این خاطره بسنده کرد:
روزی با مادر شهید نشسته بودیم، مادرش رو به ایشان کرد و گفت: من دیشب در خواب دیدم که شما را می‌خواهند به شهادت برسانند، من در خواب راضی به شهادتت نشدم و تو شهید نشدی. شهید بزرگوار به خوبی به صحبت‌های مادرشان گوش کردند و بعد با صدایی که حاکی از ناراحتی بود گفتند: مادر چرا راضی به شهادتم نیستی؟ این راهی است که به هر حال همه می‌روند (منظورش مرگ بود!) امروز یا فردا، پس چه بهتر که با افتخار شهادت باشد. مادر فکر کن چهار یا شش سال دیگر هم زنده‌ام پس بیا و رضایت بده تا من به جبهه بروم و در راه خدا جهاد نموده و در نهایت به آرزویم که شهادت است برسم. ایشان اعتقاد داشتند که انسان باید پاک شود تا به این درجه، یعنی شهادت برسد و خود نیز همیشه همه را از خود راضی و خشنود نگه می‌داشت، تا بالاخره به آرزویش رسید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *