شهید احمد محمدشریفی
نام پدر: حسن
تاریخ تولد: 1334
محل تولد: رهنان
شغل: کارگر کارخانه
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 61/8/15
محل شهادت: عین خوش
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
در سال 1334 چشم به جهان گشود. او را احمد نامیدند. نام پدرشان حسن و نام مادرشان فاطمه بود. ایشان از کودکی به عبادت کردن علاقهی بسیاری داشت و در زمینهی ورزش بیشتر به فوتبال اهمیت میداد، به طوری که وقتی به دوران جوانی رسید در تیم فوتبال رهنان شرکت داشت و یکی از بهترین بازیکنان شناخته شد. در آن موقع به کارخانهی صنایع پشم رفت و در آنجا مشغول به کار شد. سپس به جبهه اعزام شد و به درجهی رفیع شهادت نایل گشت.
جلوههایی از شهید
اخلاق ایشان طوری بود که برای همهی افراد خانواده و یا دوستان شناخته شده بود. آنقدر اخلاق ایشان عالی و خوب بود که نمیدانم چه توصیفی برای اخلاقش به کار ببرم. همه از ایشان ذکر خیر میکنند و به اخلاق او غبطه میخورند. خلاصه اینکه خداوند تبارک و تعالی بندگان وصف ناپذیری را میآفریند و آنها را در مدت کوتاهی باز میگرداند.
پیام شهید
من از امت شهیدپرور تقاضا دارم که هیچوقت از روحانیت و حوزههای علمیه کنارهگیری نکنند چون که این روحانیت فعال و متعهد است که صحنهگردان انقلاب میباشد. در پایان از همهی شما تقاضا دارم که دعا برای امام و رزمندگان را فراموش نکنید چون که ما هر چه داریم از این دعاها و مناجاتهای با خدا داریم.
وصیتنامه شهید احمد محمدشریفی
بسم رب الشهداء والصالحین
وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ (سوره آلعمران آیه 169)
گمان نکنید کسانی که در راه خدا کشته میشوند مردهاند بلکه زنده هستند و نزد خدای خویش روزی میخوردند.
به نام خدا و با درود به حضرت بقیهاللهالاعظم حجتابنالحسنالعسکری(عج) و نایب برحقش رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی و با درود به روان تمامی شهدای اسلام از صدر تا شهدای جبهههای جنگ مخصوصاً شهدای محراب و همچنین با سلام و درود بر خانوادههای شهدا که با ایثار فرزندانشان درخت اسلام را آبیاری کردند و اسوه صبر و استقامت هستند و توانستند الگویی برای تمام جهانیان باشند و درود بر امت حزبالله و شهیدپرورگه جهت تداوم انقلاب از هیچ چیز حتی جانشان دریغ نکردند.
در تمام دوران تاریخ، نبرد بین حق و باطل بوده و همیشه این دو قطب مخالف با هم در صحنه نبرد بودهاند و خواهند بود. در زمان ما هم این دو قطب مخالف در نبرد میباشند به خصوص از بدو انقلاب اسلامی تا به حال که الحمدلله در این نبرد پیروزی بیشتر با جبهه حق و اسلام بوده است. دشمنان انقلاب در این مدت چند سال همیشه در صدد توطئه جهت نابودی این انقلاب عظیم بودهاند یا اینکه حداقل نگذارند به کشورهای دیگر صادر شود ولی به مصداق حدیث معروف که پیغمبر(ص) فرمودهاند: “کلکمْ راعٍ وَ کلکمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیتِهِ” ، آیا میتوانند انقلاب را در داخل ایران محصور کنند؟ خیر نمیشود چون که همه مسلمانها به خصوص امام که امروزه رهبری اسلام را در دست دارد خود را در پیشگاه خدا و پیغمبر(ص) مسئول میبینند و یک شخصی مثل امام نمیتواند نظارهگر جنایتها و غارتگریهای جهانخواران و عمال آنها و مسلمانان و مستضعفان دنیا باشد چون که خداوند در قرآن فرموده است : “وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ” (سوره قصص آیه 5) ما مستضعفان را وارث زمین قرار دادهایم و آنها باید حکومت روی زمین را به دست بگیرند، پس این انقلاب اسلامی میکوشد که شعار را به عمل مبدل کند و تمام مستضعفان را از زیر یوغ جهانخواران نجات بدهد.
نکته دیگر این که من از امت شهیدپرور تقاضا دارم که هیچوقت از روحانیت و حوزههای علمیه کنارهگیری نکنند چون که این روحانیت فعال و متعهد است که صحنهگردان انقلاب میباشد. ما این نکته برایمان باید تجربه شده باشد چون که در این مدت که رژیم منحوس پهلوی بر ما حکومت میکرد چقدر بدبخت و از نظر معنوی فقیر بودیم و علت آن هم همین ناآگاهی با مسائل دینی و سیاسی بود که روحانیت در بین ما نبود تا ما را به این مسائل آگاه کند.
نکته دیگر این که من از دوستان و رفقای ورزشکارم تقاضا دارم که در رابطه با مسائل انقلاب و جنگ بیشتر فعال باشند و ورزش هدف آنها نشود بلکه وسیلهای باشد برای پرورش جسم در جهت قرب به خدا و خدمت به اسلام.
خواهش من از مردم این است که هیچوقت امام را تنها نگذارند و قاطعانه از ولایتفقیه پشتیبانی کنند چون اگر این رهبر عظیمالشأن نبود، الان خدا میداند ما در چه منجلابی دست و پا میزدیم. در رابطه با مسائل جبهه و جنگ بیشتر احساس مسئولیت بکنید و جبههها را از این که هست پرتر کنید چون که امروزه اسلام به فداکاری و ایثار ما جوانان احتیاج دارد.
من عاجزانه از مادرم و برادران و خواهرم خواهش میکنم که مرا ببخشند از این که نتوانستم زحمات شما را جبران کنم بخصوص از مادرم که برای من خیلی زحمت کشید.
از همسرم طلب بخشش میکنم که در این مدت چند سالی که با هم زندگی کردیم نتوانستم زحماتش را جبران کنم و امیدوارم که در آن دنیا بتوانم جبران این زحمات شایان را بکنم، امیدوارم که بتوانی همراه با مادرم از بچههایم خوب مواظبت کنی و نگذارید آنها احساس بیپدری بکنند.
از برادرانم خواهش میکنم که برای من دو ماه روزه بگیرند و یک سال هم نماز بخوانند. در حدود 53 هزار تومان بابت زمینی که خریده بودم دادهام، هرچه از این مقدار پول بابت نماز و روزه قضای من میباشد بپردازید و بقیه را به همسر و فرزندانم بدهید.
در آخر از همه شما تقاضا دارم که امام و رزمندگان را از دعا فراموش نکنید چون که ما هرچه داریم از این دعاها و مناجاتهای با خدا میباشد و دیگر عرضی ندارم.
ضمناً مرا در تکیه شهدای رهنان به خاک بسپارید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
حاج احمد محمدشریفی 61/02/26
تصاویر شهید




