شهید اسدالله لطفی

تصویر پروفایل شهید اسدالله لطفی

نام پدر: عشقعلی
تاریخ تولد: 1345
محل تولد: رهنان
شغل: محصل
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 62/12/11
محل شهادت: عملیات خیبر
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان

در سال 1345 در رهنان متولد شد. در سه سالگی پدر خود را از دست داد. در سال 56 که انقلاب اسلامی مبارزات خود را علیه نظام ستمشاهی تشدید می‌نمود با عشق و علاقه مسائل را دنبال می‌کرد و تا کلاس اول دبیرستان به تحصیل ادامه داد. سپس به جبهه اعزام شد و در چندین عملیات شرکت نمود. سرانجام در عملیات خیبر در تاریخ 62/12/11 مفقودالجسد شد. پیکر مطهرش در سال 76 پیدا و پس از انتقال به زادگاهش، در گلزار شهدای این شهر به خاک سپرده شد.

توصیه‌ای که به جوانان و رزمندگان اسلام دارم این است که: ای برادر فقط روح شهادت طلبی نمی‌تواند کارا باشد بلکه با امید به اینکه اگر کشته شدید شهید هستید، به جبهه بروید و با دشمنان اسلام مبارزه نمایید و نیت خود را خالص کنید که فقط برای رضای خدا باشد، شهادت هدف نیست بلکه هدف نهایی رضای خدا و سرانجام تحصیل لقای اوست. در این مورد از خدا کمک بخواهید و من نیز در این ساعات آخر، از خداوند می‌خواهم که اخلاص در عمل را به همه‌ی رزمندگان اسلام عطا فرماید و آنقدر خالصمان کند که جز او به هیچ چیز نیندیشم. توصیه دیگر این است که امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنید و سعی کنید که هر چه زودتر تمامی قوانین و احکام اسلام در جامعه پیاده بشود تا ریشه‌ی مفسدین از بیخ و بن کنده شود. اگر ما با عمل‌مان امر به معروف و نهی از منکر نماییم سودمندتر است.

مشاهده وصیتنامه شهید

وصیتنامه شهید اسدالله لطفی

بسم الله الرحمن الرحیم
يَـأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ هَل أَدُلُّكُم عَلَى تِجَرَة تُنجِيكُم مِّن عَذَابٍ أَلِيم تُؤمِنُونَ باللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتُجَهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَموَلِكُم وَأَنفُسِكُم ذَلِكُم خَير لَّكُم إِن كُنتُم تَعلَمُونَ (سوره صف آیه‌های 10 و 11)

ای کسانیکه ایمان آوردید آیا می‌خواهید راهنمائی کنم شما را به تجارتی که شما را از عذاب دردناک نجات دهد، آن تجارت این است که به خداوند و رسول او ایمان آورید و در راه خدا با مال و جانتان جهاد کنید که این کار برای شما بهتر است اگر دانا باشید.

و با سلام به پیشگاه منجی عالم بشریت امام زمان (عج) و نائب برحقش امام خمینی و سلام برشهیدان راه خدا و با آرزوی پیروزی نهایی برای رزمندگان اسلام و با آرزوی طول عمر برای امام و تعجیل در ظهور حضرت ولی عصر(عج).

گرچه خود را لایق این نمی‌بینم که بخواهم برای برادران و خواهران دینیم پیام و توصیه‌ای داشته باشم، من خود را کوچکتر از این می‌دانم ولی برحسب وظیفه شرعی و دینیم چند جمله با شما سخنی می‌گویم.

من از تمامی خویشاوندان و دوستان و آشنایان حلالیت می‌طلبم و اگر آزار و ناراحتی ناخوشایند از من دیده‌اند معذرت می‌خواهم و امیدوارم مرا ببخشید و ازتمامی برادران بسیجی بخصوص همسنگران و همرزمانم می‌خواهم که اگر از من خطایی سر زده است به بزرگواری خودشان عفو نمایند و به آنان سفارش می‌کنم تا زمانیکه این جنگ هست جبهه‌ها را رها نکنید که خداوند الان ما را در معرض امتحان خویش قرار داده است و همه سعی کنیم که از این امتحان خوب به درآییم.

البته امیدوارم که این عملیات آخری باشد و ما به پیروزی نهایی برسیم.
من اکنون که این وصیت‌نامه را می‌نویسم ساعت 9 صبح روز یکشنبه 62/11/30 است و قرار است امشب به بعثیون کافر هجوم آخری را با توکل برخدا و بر یاری ملائکه آغاز کنیم و ان‌شاءالله جنگ و رزمندگان با سلامتی پیروزی را برای ملت به ارمغان ببرند.

طلب مغفرت و رحمت برای پدرم، به مادر قهرمان و شهید پرورم سلام رسانده امیدوارم به خاطر آن سرپیچی و نافرمانی از دستورات مرا ببخشید و مادرم شیر پاکت را بر من حلال کن.

سلام بر مادرم و برادرم و خواهرانم، من ازشما حلالیت می‌طلبم و می‌خواهم که اگر من شهید شدم محکم و صابر باشید تا هم خداوند راضی باشد و هم دشمنان اسلام از محکمی قلب شما مأیوس شوند و دست از توطئه و کارشکنی بر علیه جمهوری اسلامی بردارند.

و بدانید که شما امانتی را که داشتید به صاحب آن تحویل دادید. البته نمی‌گویم گریه نکنید بلکه می‌گویم صدایتان بلند نشود که به گوش نامحرمان برسد که به گفته شهید بزرگوار و عالی مقام، شهید مطهری، گریه برای شهید شرکت در حماسه او است.

از امام عزیز تا آخرین قطره خونتان حمایت و پشتیبانی کنید و مبادا خدای ناکرده از این امر خطیر که خداوند در این انقلاب بردوش ما نهاده سر باز بزنید.
امام عزیز را دعا کنید که ان‌شاءالله عمر او تا ظهور امام مهدی (عج) وحتی در کنار او طولانی شود، امامی که پیامبرگونه تاکنون انقلاب را هدایت و رهبری کرده و آ‌ن‌ را از انحرافات و لغزش‌ها و شکست‌های حتمی رهانیده و نجات داده است و پیام‌ها و توصیه‌های ایشان را بدون چون وچرا بپذیرید و آن را فریضه‌ای برای خود بدانید که سعادت دنیوی و اخروی در آن نهفته است که اگر چنین نکنید خسرالدنیاوالاخره هستید.

از روحانیت اصیل و در خط امام پشتیبانی و حمایت کنید و در نمازهای جمعه شرکت کنید که نمازجمعه پشت دشمنان داخلی و خارجی را خم کرده است.

از خواهران دینیم می‌خواهم حجاب و عفت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خود قرار دهند و همیشه فاطمه‌وار و زینب‌وار زندگی و مبارزه کنند و فرزندانشان را چنان تربیت کنند که ان‌شاءالله در آینده همه آن‌ها سربازان واقعی و جنگجو برای اسلام باشند و راه شهیدان را ادامه بدهند.

و اما توصیه‌ای که به جوانان و رزمندگان اسلام دارم این است که ای برادران، تنها روح شهادت طلبی نمی‌تواند کارا باشد بلکه به امید به اینکه اگر کشته شدید شهید هستید بروید و به جبهه و با دشمنان اسلام مبارزه نمایید و نیت خود را خالص گردانیدو فقط برای رضای خدا باشد که شهادت هدف نیست بلکه هدف تحصیل رضای خدا و سرانجام تحصیل لقاءالله است و در این مورد از خدا کمک بخواهید و من نیز در این ساعات آخر از خداوند می‌خواهم که اخلاص در عمل را به همه رزمندگان اسلام عطا فرمایدو آنقدر خالصمان کند که جز او به هیچ چیز نیندیشیم.

البته آمادگی برای شهادت خود گلوله‌ای است بر قلب دشمنان اسلام که ما را از سلاح‌های مدرن خود نترسانند و توصیه دیگرم به مردم این است که امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنند و سعی کنید که هرچه زودتر تمامی قوانین و احکام اسلام در جامعه پیاده شود تا ریشه مفسدین از بیخ و بن کنده شود و اگر ما با عملمان امر به معروف و نهی ازمنکر نماییم سودمندتر است.

و اما سخنی با آن کسانی که از رفتن به جبهه سر باز می‌زنند، شما فکر نکنید که زرنگ هستید و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده‌اید و این طور نیست و همین جبهه رفتن خود توفیقی است از جانب خداوند که امیرالمومنین (علیه‌السلام) هم فرموده‌اند جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند بروی بندگان خاص خود می‌گشاید و بدانید که شما اصلاً لیاقت آمدن به جبهه را پیدا نکرده‌اید و خداوند ما را در زمره بندگان خالص و شایسته خود قرار دهد.

خداوند برای قلب سیاه ما نورانیت و برای گناهانمان بخشش و برای عملمان اخلاص قرار دهد.
درپایان یکسال نماز و یک ماه روزه برایم قضا نمایید.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
اسدالله لطفی

نقل از برادر شهید: شهید می فرمود: در عملیات محرم بودم، در یک لحظه خودم را به تنهایی در مقابل یک تانک عراقی دیدم به طوری که با مرگ چند قدمی بیشتر فاصله نداشتم. احساس خاصی به من دست داد، بلادرنگ آیه‌ی ” ربنا افرغ علینا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین ” را خواندم، با روحیه‌ای که به دست آوردم به لطف خدا نجات یافتم.
همرزمی می‌گوید که من در پیشروی به سوی دشمن کسی را شجاع‌تر از اسدالله ندیدم. وقتی شهید شد جنازه‌ی او را به درون کانال کشیدم ولی متأسفانه دستور عقب نشینی آمد.

مشاهده گالری تصاویر

بازدیدها: 62

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *