شهید جمشید ابراهیمی
نام پدر: حیدر
تاریخ تولد: 1343
محل تولد: رهنان
شغل: مکانیک
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 61/8/12
محل شهادت: عین خوش
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
این رزمنده سلحشور در خانوادهای مذهبی در رهنان چشم به جهان گشود. دوران طفولیت را در همین شهر گذراند و مدرسه و درس را تا سال سوم راهنمایی ادامه داد تا اینکه جنگ آغاز شد و پس از گذراندن دورهی آموزشی به کردستان اعزام گردید. چندین بار در عملیاتهای مختلف شرکت کرد تا اینکه در مرحلهی دوم عملیات محرم مفقود شد و پس از گذشت ده سال پیکر مطهر ایشان در منطقهی ابوغریب پیدا شد.
جلوههایی از شهید
شهید شخصی بود که علاقهی زیادی به نماز شب داشت و در انجام آن کوشا بود. از نظر اخلاقی در خانواده نمونه بود. از اولین نفراتی بود که عضو سپاه و بسیج شد. در مساجد فعالیت داشت و یک کلاس نظامی تشکیل داده بود و به دیگران آموزش نظامی میداد. شهید بسیار مظلومانه شهید شد.
پیام شهید
بسیار مقید به اقامهی نماز شب بود و میگفت: در مساجد فعالیت داشته باشید تا این سنگرها خالی نمانند، قرآن را بخوانید که از اهم فرایض دین است. با خانوادهی خود با اخلاق خوب رفتار کنید و به پدر و مادر خود احترام بگذارید.
وصیتنامه شهید جمشید ابراهیمی
بسم الله الرحمن الرحیم
الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئكَ هُمُ الْفَائِزُونَ (سوره توبه آیه 20)
آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمند دوعالمند.
من جمشید ابراهیمی ساکن رهنان-متولد 1343-شماره شناسنامه 9801
اینجانب در حالی وصیتنامه را مینویسم که لحظاتی دیگر حملات ما بر بعثیان کافر به فرماندهی حضرت مهدی (عج) انجام خواهد گرفت.
پروردگارا من قصد سفر به سوی تو را کردهام و به سویت میآیم، مرا بپذیر، مگر خودت نگفتی که جان و مال مؤمنین را به بهای بهشت خریداری میکنم و سند بهشت را برای آنها امضا میکنم، خدایا قبول کن و بپذیر.
به نام خدا و درود و سلام بر روان پاک شهدا و با درود بر رهبر کبیرانقلاب امام خمینی وصیتنامه خود را آغاز میکنم.
همانطور که در آیه فوق آمده انسان باید از زندگی دنیوی خود هجرت کند و در راه خدا جهاد کند که جهاد او هم جهاد اکبر و جهاد اصغر باشد و به درستی که آنها نزد خدا مقام بلندی دارند.
برادران و خواهران اینجانب هیچگونه هدفی جز برای الله نداشتهام و فقط جهت یاری اسلام به جبههی حق علیه باطل آمدهام و میخواستم سهمی هم در این جنگ داشته باشم و تا حدی دین خود را ادا بنمایم و اگر شهادت نصیبم شد که چه سعادتی بس بزرگ که شهادت نتیجه و حاصل اعمال انسان در روی زمین است.
خوب چند کلمهای با شما ملت قهرمان و شهیدپرور صحبت دارم. ملت عزیز و قهرمان هیچوقت امام را تنها نگذارید زیرا امام از امام زمان (عج) الهام میگیرد و همچنین وحدت را حفظ کنید زیرا وحدت عامل پیروزی ما و اسلام میباشد و همچنین اطاعت از روحانیت مبارز و در خط امام را فراموش نکنید.
و اما سخنی با شما پدر و مادر عزیز، آفرین بر شما که مرا در دامان خود پرورش دادید تا اینکه فرزند خوب و فداکاری برای اسلام باشم و انشاءالله زحمات شما را با شفاعت شما جبران خواهم کرد و برادرانم را مذهبی بار بیاورید و همانطور که قبلاً به مسجد میرفتند باز هم بفرستید و آنها فعالیت و آموزش خود را ادامه دهند. برایم یک ماه نماز بخوانید و یک ماه هم روزه بگیرید و امیدوارم خدا به شما صبر عجیب عنایت بفرماید. از دوستانم حلالیت بطلبید، به امید پیروزی اسلام.
والسلام علی من اتبع الهدی.
بنده خدا جمشید ابراهیمی رهنانی
گلبرگهای خاطره
از زبان سید جمال اعتصامی: خاطرهای که از این شهید عزیز دارم از آخرین روز حیاتش است. شهید جمشید در گردان دیگری بود. عصر به سنگر ما آمد. یک سنگر بدون سقف به صورت موقت ساخته بودیم. عملیات محرم همچنان ادامه داشت. جمشید به روی گونیهای راهروی سنگر نشسته بود و به دوردست نگاه میکرد. کلاهی پشمی هم برای ایمنی از سرما بر سر داشت. به او گفتم بفرما پایین. لبخندی زد و گفت: همین جا خوب است. با نزدیک شدن شب خداحافظی کرد و رفت. آن شب گردان موسی بن جعفر (علیهالسلام) روی تپه های 175 عملیاتی انجام داد و فردای آن شب خبر شهادت جمشید را شنیدم. پیکر پاکش پس از چند سال دوری، به شهر و دیارش خویش بازگشت.
تصاویر شهید
بازدیدها: 20






