شهید سید محسن اعتصامی
نام پدر: علیمحمد
تاریخ تولد: 1347
محل تولد: رهنان
شغل: محصل
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 62/12/4
محل شهادت: جنوب
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
در سال 1347 در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی خود را در شهر رهنان به اتمام رسانید و تحصیلات متوسطه را در رشتهی الکترونیک در هنرستان فنی انقلاب اسلامی اصفهان شروع نمود. سال اول هنرستان را با موفقیت به اتمام رسانید و در نیمهی سال دوم بر اساس تکلیف شرعی عازم جبهه گردید.
شهید حدود چهار ماه در منطقهی جنوب حضور داشت و در این مدت یک هفته به مرخصی آمد و سرانجام در گردان حضرت امام موسیبنجعفر(علیهالسلام) در عملیات خیبر، در لیست از خودگذشتگان ثبتنام و در زمرهی اولین نیروهای حمله کننده به دشمن قرار گرفت. از آنجا که او داوطلب شهادت شده بود مدال اولین شهید گردان را به گردن آویخت.
پیام شهید
برادران عزیز در هر سنگر که هستید چه در سنگر تبلیغات اصول اسلامی چه در سنگر مدارس، اگر سختی میکشید سعی کنید هدفتان الله باشد تا ارزش و اجر معنوی نصیبتان شود و هر کاری که میکنید برای خدا باشد. خون شهیدان برای این به زمین ریخته شد تا از شهیدان دیواری محکم بسازیم تا دشمن نتواند به مرز و بوم ما تجاوز کند. خون من و خون هزاران شهید برای این سرزمین ریخته شد تا مسیر انقلاب را مشخص سازد تا حسینیان را از یزیدیان تمیز دهند و آنان را به جهان معرفی کنند.
وصیتنامه شهید سید محسن اعتصامی
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا (سوره نساء آیه 69)
و آن کس که اطاعت کند خدا و پیغمبر را همانا آنان با کسانیکه خدا نعمت به ایشان داده است (هستند) از پیمبران و راستگویان و کشتگان راه خدا و شایستگان و چه نیکو رفیقانی.
سلام بر پیامبر(ص)، معلم کتاب و حکمت و معرف عاشق، سلام بر دستپرورده مکتب پیامبر، علی(علیهالسلام)، این مقتول عدل، عادل مظلوم و عابد مسئول و سلام بر ولی عصر امام زمان(عج) و نایب برحقش خمینی روحیلهالفداء، این صابر پر رنج و این طاغی بر هوای نفس و این بنیانگذار وحدت و سلام بر رزمندگان جبهه حق، پیرو مکتب پیامبر و سلام به ملت شهیدپرور و تمامی دوستان و آشنایان و بالاخره سلام بر خانواده بزرگوارم.
جهاد اسلامی جهادی بی هدف نیست زیرا که شرط جهاد اسلامی در راه خدا بودن است و در راه خدا بودن هرگز از جهاد اسلامی جدا نمیشود و به همین دلیل جهاد همیشه تجلی اراده الهی و تجسم قدرت او در کسانی است که میخواهند جوامع بشری را در مسیر کامل قرار بدهند.
ای برادران از مرگ به هیچ وجه نمیتوان فرار کرد و هرموقعی که مرگ هر کس فرا رسد یک دقیقه و بلکه یک ثانیه هم عقب نخواهد افتاد و چه خوب است که این مرگ در راه خدا باشد که سود دنیا و ثواب آخرت داشته باشد، بنابراین لطف خداوند که شامل حالمان گشته و بر ما منت نهاده و ما را در این زمان قرار داده است و چه بهتر که در بستر نمیریم و با عزت و شرف در راه خدا شهید شویم که این مرگ آرزوی مولای متقیان علی(علیهالسلام) بود. پس چه معنی دارد برای دادن شهید ناراحت باشیم (از مصیبت او)، به حال خودمان باید ناراحت باشیم که از میان ما رفته است.
پس برادران عزیز در هر سنگر که هستید چه در سنگر تبلیغات اصول اسلامی و چه در سنگر مدارس، اگر سختی میکشید سعی کنید هدفتان لله و برای رضای خدا باشد تا ارزش معنوی و آخرت داشته باشد و هر کاری که میخواهید بکنید رضای خداوند را در نظر بگیرید.
خون شهیدان برای این به زمین ریخته شد تا از کشتگان، دیواری محکم بسازیم تا دشمن به مرز و بوممان قدم نگذارد، خون من و خون هزاران شهید برای این به زمین ریخته شد تا مسیر انقلاب را مشخص سازد و (به) آن نادانان که در راه فرسوده شدهاند حیات تازهای بخشند تا حسینیان را از یزیدیان تمیز دهند تا یزیدیان و حسینیان را به شما و جهان معرفی کنم.
رهی گر هست در پیش است / ره برگشت ما دیری است بسته است
وصیت من وصیت تمامی شهیدان است. و آن اینکه ای ملت شهیدپرور شما خوب میدانید که چقدر شهید از بهترین جوانان وطن فدای اسلام و انقلاب شدند، پس ای ملت ایران نگذارید خون این شهیدان پایمال شود که به والله هیچکدام از آنها راضی نیستند، پس امام خود و رهبر جامعه اسلامی ایران و جهان را تنها نگذارید.
سخنی که با خانوادهام و ملت ایران دارم این است که ای پدر و برادرانم، مسائل را خوب بنگرید و کورکورانه قضاوت نکنید، مسائل را خوب ببینید و واقعیات را خوب بنگرید و در جماعات مذهبی و سیاسی شرکت کنید و در نماز جمعهها شرکت کنید و مردم را ببینید چه روحیهای دارند و همه را خوب بنگرید و بعد قضاوت کنید.
و اما جملهی دیگری که با خانوادهام دارم این است که از تمام شما طلب حلالیت میکنم و از شما میخواهم که از تمامی دوستانم و آشنایان برای من طلب حلالیت بکنید و همچنین از شما پدر و مادرم رضایت میطلبم که نتوانستهام زحمات شما را جبران کنم و با رفتن خود به جبهه حق شما را ناراحت کردم (البته اسلام از همه اینها مهمتر است و باید برای اسلام خون داد تا احیا شود در جهان).
در ضمن برای من 100 تومان رد مظالم بدهید و اگر هم شهادت نصیبم شد و جنازه من به دست شما رسید مرا در گلستان شهدای رهنان دفن کنید.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
سید محسن اعتصامی 62/10/9
گلبرگهای خاطره
نقل از برادر شهید: در عملیات خیبر فرمانده وی بودم، قبل از عملیات به تمام نیروها مرخصی دادیم و من به او گفتم: با توجه به اینکه برادرمان (سید باقر) در عملیات والفجر 2 به شهادت رسیده شما وقتی مرخصی میروی در کنار پدر و مادر بمان و نمیخواهد به جبهه بیایی ضمن اینکه من هم در جبهه حضور دارم. او قبول کرد و همراه نیروهای گردان حضرت موسیبنجعفر(علیهالسلام) به مرخصی رفت ولی پنج روز قبل از عملیات بعدی از مرخصی برگشت و دوباره به گردان آمد، من با ناراحتی گفتم: مگر من به تو نگفتم که نباید به جبهه بیایی و تو هم قبول کردی که نیایی، او گفت: در خانه به فکر فرو رفتم و به خودم گفتم مگر خون خانوادهی من رنگینتر از خون خانوادهی امام حسین(علیهالسلام) است. با این صحبت من نتوانستم جوابی به او بدهم. او اولین شهید گردان، در عملیات خیبر بود که در میدان مین، جلوی خود من به شهادت رسید.
تصاویر شهید








