شهید عبدالرحیم افتخاری
نام پدر: احمد
تاریخ تولد: 1344
محل تولد: رهنان
شغل: محصل
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 65/11/10
محل شهادت: شلمچه
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
شهید در صبح 44/7/20 در خانوادهای متوسط و مذهبی در شهر رهنان به دنیا آمد. بعد از سپری شدن دوران طفولیت راهی دبستان شد و تا سوم راهنمایی تحصیل کرد. سال دوم راهنمایی وی مصادف با انقلاب بود و در راهپیماییها و نوشتن شعار بر روی دیوارها علیه رژیم و همچنین تشکیل جلسات شرکت داشت. بعد از پیروزی انقلاب به اتفاق دوستان خود انجمن اسلامی جوانان را تشکیل دادند. او با شروع جنگ تحمیلی دورهی نظامی را طی کرد و در سال 60 راهی جبهه شد و در بسیاری از عملیاتها شرکت کرد. چندین بار مجروح گردید و سرانجام در روز پنجشنبه 65/11/10 در منطقهی شلمچه بر اثر ترکش خمپاره به شهادت رسید. همچنین ایشان در شهر نیز با ضد انقلابیون و سوداگران مرگ مبارزه میکرد.
جلوههایی از شهید
بسیار متین و بردبار بود. تنفر از غیبت داشت. برگزاری نماز شب و دعای کمیل و زیارت عاشورا و دعای توسل از کارهای مهم ایشان بود. کم حرف بود و همچنین ایشان قرآن را بسیار تلاوت میکرد و نکتهی دیگر اینکه ایشان به پاکیزگی خیلی اهمیت میداد.
پیام شهید
پیامم به مردم عزیزمان این است که راه و پیام امام را به فراموشی نسپارید. جبههها را خالی نگذارید. از خانوادهام برای اینکه ما را پرورش دادند و بزرگ کردند تشکر و قدردانی میکنم و امیدوارم از شهید شدن من ناراحت نشده باشند و در آخر همه را به خدای بزرگ میسپارم. امام را دعا کنید.
شهید در قسمتی از وصیت نامهی خود میفرماید: الهی هب لی کمال الانقطاع الیک. خدایا بریدن از همه چیز و گرویدن به سوی تو نهایت آرزوی من است و اگر راهی برای فرار از حکومت تو وجود داشت من هرگز میل به فرار نداشتم و اگر مردنی در کار نبود من دیگر بیش از این طاقت نداشتم.
وصیتنامه شهید عبدالرحیم افتخاری
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب عبدالرحیم افتخاری فرزند احمد با اعتقاد به وحدانیت الله و شهادت دادن به اینکه محمد(ص) فرستاده او و علی(علیهالسلام) ولی و جانشین پیامبر و 11 فرزندش امام برحق و خمینی بتشکن فرزندی از سلاله پاک این خاندان و نایب برحق امام زمان(عج) میباشد.
الهی هب لی کمال الانقطاع الیک.
خدایا بریدن از همه چیز و گرویدن به سوی تو نهایت آرزوی من است.
بارخدایا تو میدانی که اگر راهی برای فرار از حکومت تو وجود داشت من هرگز میل به فرار نداشتم و اگر مردنی در کار نبود من دیگر طاقت ماندن بیش از این را نداشتم. ولی خدایا مرا شیطان فریب میدهد و همیشه در خطا بودم، حال از تو میخواهم که به حق محمد(ص) و آلش قلم عفو بر جرایم اعمالم بکشید و مرا پاک و خالص گردانی و لیاقت شهادت را نصیبم گردانی.
حال چند نکتهای را به عنوان وصیتنامه بر روی کاغذ میآورم و آن اینکه، ای برادران و خواهران، من با اعتقاد و شناخت کامل پا در این راه گذاشتهام و نیتم به جز رضایت خدا و انجام وظیفه هیچ نبوده انشاءالله. نه احساسات بر من غلبه کرد و نه چشمداشتی به مسائل دنیا داشتهام و به این اعتقاد که این جنگ، جنگ میان حق و باطل است و امام امت در زمان حال به جای پیامبر است و پیروی کردن از آن پیروی از پیامبر است.
حال شما امام را تنها نگذارید و مواظب باشید که هیچ وقت از خط او و یاران باوفایش خارج نشوید و بدانید که پای این انقلاب خونهای زیادی ریخته شده و حفظ این خونها فقط و فقط بستگی به این دارد که شما امام را تنها نگذارید. جنگ را مسئلهی اصلی قرار دهید، ای کسانی که بعد از چند سال هنوز بیتفاوت در جامعه مشغول بازی در دنیا هستید بدانید که دنیا ارزشی ندارد و زودگذر است. یک مقدار به آخرت فکر کنید، مگر نمیدانید که آخر باید رفت؟! چرا دست از بیتفاوتی بر نمیدارید.
آنهایی که در شهر هستند ضدانقلاب داخلی را نابود کنند، همه این کارها را به دوش رزمندگان نگذارید، جلوی فسادکاران را بگیرید، نگذارید که آنها هر کاری که میخواهند در جامعه بکنند، هوشیار باشید همیشه در صحنه داخلی و خارجی باشید، وحدت را حفظ کنید. دیگر صحبتی ندارم.
چند سخن با پدر و مادر عزیزم، هرچند که من فرزند خوبی برای شما نبودم. امیدوارم که اول مرا ببخشید و برایم دعا کنید که خدا مرا ببخشد و در این مصیبت صبر داشته باشید و گوش به فرمان امام باشید. در پایان از همه حلالیت میطلبم و از شما میخواهم که برای من دعا کنید.
والسلام
تصاویر شهید





















































