شهید سید صادق اعتصامی
نام پدر: سید اسدالله
تاریخ تولد: 1336
محل تولد: رهنان
شغل: کشاورز
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 62/12/25
محل شهادت: جزیرهی مجنون
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
شهید سید صادق اعتصامی در سال 1336 در یک خانوادهی مذهبی در شهر رهنان چشم به جهان گشود و بعد از سپری نمودن دوران طفولیت به مدرسه رفت و پس از کسب مدرک ششم ابتدایی جهت انجام امور کشاورزی و کمک به خانواده به کار مشغول شد. با شروع جنگ تحمیلی به خدمت مشغول شد و در مناطق غرب و جنوب کشور به پاسداری پرداخت. در این مدت چندین بار مجروح گردید ولی پس از بهبودی نسبی مجدداً به جبهه اعزام میشد. شهید اعتصامی در عملیاتهای زیادی شرکت کرده بود که آخرین آن، عملیات خیبر بود. ایشان در انتهای این عملیات بر اثر ترکش خمپاره مجروح گردید و پس از چند روز بستری شدن در بیمارستانهای تهران در تاریخ 62/12/25 به لقاءالله پیوست.
جلوههایی از شهید
از خصوصیات اخلاقی بارز این شهید میتوان به مهربانی، خونگرمی و خندهرویی در محیط منزل، کار و جبهه اشاره نمود، به این دلیل اکثر دوستان و فامیل علاقهی خاصی به وی داشتند. خصوصیت دیگر این شهید زحمت فراوان کشیدن و دلسوزی برای افراد خانواده بود.
پیام شهید
عجیب است حال انسانهایی که میدانند میمیرند و میدانند در پای میز محاکمه به بند کشیده خواهند شد اما باز نشستهاند و دست روی دست میگذارند و میخورند و میخندند و آسوده و بی خیال میخوابند. چه عجیب است داستان آدمی که میداند بعد از مرگ او را بازخواست میکنند اما بی خیال در یک زندگی آسوده روز را به معصیت میگذراند و شب را آسوده همراه یک سری از معاصی به خواب میرود. برادرم، ما را فراری از مرگ نیست و مردن نیز فرار از حکم خدا نیست. خوشا به حال آنان که زندگیشان برای خدمت به مردم و مرگشان در راه خداست.
وصیتنامه شهید سید صادق اعتصامی
بسم الله الرحمن الرحيم
انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)
براى جنگ با كافران سبكبار و مجهز بيرون شويد و در راه خدا به مال و جان جهاد كنيد، اين كار شما را بسى بهتر خواهد بود اگر مردمى با فكر و دانش باشيد.
برقرار باد پرچم هميشه خونين تشيع، استوار باد گامهاى به دوش كشندگان پرچم توحيد. ثابت قدم باد گامهاى مجاهدان راه خدا كه پيروزى مستضعفان را نويد نجات امت است.
اى پدر و مادر بزرگوارم و همسر عزيزم و خواهران و برادرانم و دوستانم، اميدوارم همگى در سلامت باشيد و در راه خدا و اسلام خدمت گزار باشيد انشاءالله.
اين چند خط را به عنوان وصيتنامه خود مىنويسم، اميدوارم آنچه در دل دارم و بايد بگويم بتوانم بنويسم انشاءالله.
امروز روز امتحان هر شخصى است، امروز روز نداى حسين (علیهالسلام) است، آيا كسى هست مرا يارى كند (هل من ناصر ينصرنى). و اين ندا امروز از زبان امام امت خمينى بتشكن برخاسته كه مىگويد اى كاش من هم يك پاسدار بودم، پاسدار كجا و به چه كسى خدمت مىكند؟
پاسدارى در جبهه اسلام و يارى كردن حسين (علیهالسلام) است، امروز تمام كفر جهانى بر عليه اسلام برخاستهاند، امروز اسلام عزيز به دست من و شما سپرده شده است، خداوند بزرگ ما را يارى كند تا به يارى حسين (علیهالسلام) بشتابيم. شما ناراحت من نباشيد، راهم راه حسين (علیهالسلام) و انشاءالله پايان كارم رسيدن به حسين (علیهالسلام) است.
عجيب است حال انسانهايى كه مىدانند مىميرند! و مىدانند در پاى ميز محاكمه به بند كشيده خواهند شد اما باز نشستهاند و دست بر روى دست گذاشتهاند و مىخورند و مىخندند و آسوده و بىخيال مىخوابند. چه عجيب است داستان آدمى كه مىداند بعد از مرگ او را بازخواست مىكنند اما بى خيال در يك زندگى آسوده روز را به معصيت مىگذراند و شب آسوده همراه يك سرى گناهها به خواب مىرود.
برادرم، ما را فرارى از مرگ نيست و با مردن نیز فرارى از حكم خدا نيست، خوشا به حال آنان كه زندگيشان براى خداست و مرگشان در راه خداست و چنان کنید که به قول امام على (علیهالسلام) براى هر لحظه مردن آماده باشيد.
پدر و مادر و همسر مهربانم اميدوارم مرا عفو كنيد تا انشاءالله خدای متعال مرا عفو كرده و به آرزوى خود كه شهادت در راه حق است برسم. از تمام اقوام و دوستان طلب عفو و بخشش کنید و اميدوارم همگى ياران امام و حامى مستضعفان باشيد و ما مىرويم شايد نينوايى را بيابيم و در عاشوراى زمان هديه ناقابلى در راه اسلام در پيشگاه مولایم مهدى موعود (عج) تقديم نمايیم. به اميد پيروزى حق عليه باطل و فرج آقا امام زمان مهدی موعود (عج).
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
بنده حقیر خدا سید صادق اعتصامی
گلبرگهای خاطره
یکی از بهترین خاطرات به یادماندنی از این شهید موضع گیری نسبت به بنی صدر در شهر و جبهه بود، به شکلی که در روز حضور بنی صدر در میدان امام اصفهان، وی اضافه بر شعار دادن، دیگران را شدیداً تحریک می نمود تا با وی در درگیری های لفظی و عملی همراه شوند.
از خاطرات دیگر این شهید بزرگوار این بود که بعد از عقد خود همه ی حلاوت های دنیوی را ترک می نماید و در عصر همان روز به کردستان اعزام می گردد.
تصاویر شهید








