شهید سید محمدعلی نبوی
نام پدر: سید عباس
تارخ تولد: 1345
محل تولد: رهنان
شغل: تراشکار – پاسدار وظیفه
یگان اعزام کننده: سپاه پاسداران
تاریخ شهادت: 64/3/1
محل شهادت: دارخوئین
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
ایشان در دو سالگی خیلی شدید مریض شد. پدرش در هیأت 14 معصوم (علیهمالسلام) بود. به ایشان که خبر دادند گفت: اگر از دنیا رفت فدای علیاصغر حسین و اگر هم زنده ماند علیاصغر حسین او را نگه دارد. در این هنگام خانمی آمد و گفت که سید عباس پسرت شفا پیدا کرد. در اول جنگ به پدرش گفت که بابا جنگ به ما تحمیل شد اگر اجازه بدهی بنده هم به جبهه بروم. پدرش گفت: برو بابا خدا به همراهت. ایشان با خوشحالی تمام از پدر تشکر کرد و عازم جبههها شد.
جلوههایی از شهید
از خصوصیات اخلاقی شهید گذشت و ایثار بود و از تجملپرستی بیزار و نسبت به امور دنیوی بیاعتنا بود و از فقر مردم و تبعیض رنج میبرد.
پیام شهید
ای امت شهید پرور آگاه باشید که امروز مظلومان جهان به شما چشم دوختهاند. ای جوانان حزبالله و متعهد، همچون ابری باشید و بر مستضعفان ببارید، چون شمشیری باشید و بر مستکبرین فرود آیید و چون نوری باشید و جهل و ظلمت را پاره کنید و چون روحی باشید و جامعه را زنده کنید.
وصیتنامه شهید سید محمدعلی نبوی
بسم الله الرحمن الرحیم
الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ (سوره توبه آیه 20)
ای کسانی که ایمان آوردهاید هجرت کنید و جهاد کنید در راه خدا با مال و جانتان که اجر بزرگی در نزد خداوند دارید.
با درود و سلام بر مهدی موعود (عج) و نایب برحقش حضرت امام خمینی و با سلام بر خانوادههای شهدا که جگرگوشههایشان را در راه خدا دادند و بر این عمل افتخار ورزیدند و با درود بر کسانی که راه آن گلگونکفنان را ادامه داده و خود را در مقابل این خونها مسئول میدانند.
سلام بر جهادگران راه حق و حقیقت. سلام بر پدر و مادر و خانواده محترمم. امیدوارم که مرا ببخشید چون در آرزوی شهادت و به امید جهاد در راه خدا میروم و امروز بحمدالله افتخارمان این است که در راه و عقیدهای جهاد میکنیم که به حقانیت آن کاملاً آگاهیم و غیر از این برایمان راهی نمیماند که یا پیروز شویم و یا شهادت را چون اسلحهای مرگبار بر فرق دشمنان فرو آوریم. چون که در راه خدا در خاک و خون غلتیدن و شهادت را عاشقانه پذیرفتن شیوه و راه و هدف ماست و دشمنان ما بدانند که ما از مرگ در راه خدا و شهادت نمیهراسیم و هوشیارانه به سوی او حرکت میکنیم.
و افسوس که میبینی که بیش از یک جان در کالبدم وجود ندارد که بتوانم با ایثار و از خود گذشتگی اسلام و امام عزیز را یاری کنم.
خداوندا تو را شکر که این نعمت را به من دادی که بتوانم در برابر تو و برای رضای تو و در راه و اهداف حکومت اسلامی، لذتها و محبتهای دنیوی را فراموش کرده و فقط راه تو را در نظر داشته باشم.
خداوندا تو را سپاس که هر چیزی که من خواستم در زندگی به من دادی و حتی شهادت در راه خودت را از من دریغ ننمودی، من چطور بتوانم از عهده شکر تو برآیم.
سخنی با امت، آگاه باشید که امروز چشم امید تمام مظلومان جهان به شما است و پیامبر و ائمه اطهار (علیهمالسلام) بر وجود چنین امتی در روز قیامت افتخار میکنند، قدر این نعمت را بدانید که مبادا از شما گرفته شود.
ای جوانان متعهد و حزبالله چون ابری باشید که بر مستضعفان ببارید. شمشیری باشید که بر مستکبرین فرو آیید و نوری باشید که ظلمت جهل را بزدایید و روحی باشید که جامعه را زنده کنید و چون سیل بخروشید و کاخهای ستم را ویران کنید و چون آتشی شعله بکشید و خانه حیات توطئهگران را بسوزانید و وحدت خود را حفظ کنید که دشمنان از انسجام و وحدت شما وحشت دارند.
سخنی با خانوادهام
در مرگ من صبور و ثابت قدم باشید و مبادا گریه شما دشمن را خوشحال بکند و شما افتخار بکنید که در جامعه با دست خودتان سربلند گشتید و نزد خدا مقرب گردیدید.
مادرم، کوه باش و چون کوه استقامت کن، لحظهای از نام و یاد خدا غافل نباش و زینبوار با ناملایمات دست و پنجه نرم کن. مادرم همانگونه که هر مالی که خداوند به انسان ارزانی میدارد باید خمسش را بدهد، من هم فکر میکنم که بهترین ثروت شما، فرزندان شما میباشند و دوست داشتم که این خمس به من تعلق بگیرد پس اگر من شهید شدم مرا خمس فرزندان خود حساب کنید و امیدوارم که خداوند قبول کند. از شما میخواهم که برادران دیگرم را طوری تربیت کنید که نگذارند قرآن و سلاح من بر زمین باشد….
گلبرگهای خاطره
هنگام خداحافظی در آخرین وداع به مادرش گفته بود که من خجالت کشیدم به پدرم بگویم برای آخرین بار خداحافظ. شما از جانب من با پدرم خداحافظی کنید، مادر میدانم که برای آخرین بار شما را میبینم و دیگر منتظر من نباشید، همین طور هم شد و سرانجام به یاران شهیدش پیوست.
تصاویر شهید







