شهید سید مرتضی حسینی

تصویر پروفایل شهید سید مرتضی حسینی

نام پدر: سید ابوالقاسم
تاریخ تولد: 1342
محل تولد: رهنان
شغل: پاسدار
یگان اعزام کننده: سپاه پاسداران
تاریخ شهادت: 64/11/21
محل شهادت: جنوب اروندرود
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان

شهید سید مرتضی حسینی در سال 1342 در خانواده‌ای پاک و مذهبی دیده به جهان گشود. تحصیلات او تا سال سوم هنرستان بود و بعد هم به علت مشکلات خانوادگی درس را رها کرد و مدتی نگذشت که کار را هم رها کرد و راهی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد. در اوایل در کردستان در گردان جندالله معروف به واحد ضربت انجام وظیفه کرد و بعد از آن به اصفهان آمد و در سپاه اصفهان مشغول شد.در اوایل آذرماه 1364 به جبهه‌های جنوب رفت و سرانجام در عملیات والفجر 8 به شهادت رسید.

با تمام افراد خانواده و آشنایان اخلاقی خوب و حسنه داشت و برای تمامی افراد خانواده یک اسوه‌ی کامل به حساب می‌آمد. هیچ‌گاه حرفی نمی‌زد که کسی از او دلگیر شود. با والدین با احترام و شایسته رفتار می‌نمود به طوری که پس از شهادت وی خانواده‌ی شهید احساس می‌کنند محبت از میانشان رخت بربسته است.

پس ای امت و بازاریان محترم، ای کسانی که به خدای متعال عشق می‌ورزید سعی کنید لطمه به خون شهدا نزنید. نکند خدای ناکرده قلب این جگرسوخته‌ها را با رفتار و کارهای ناشایست مانند احتکار و گران‌فروشی به درد آورید. بدانید که در قبال خون شهید مسئول هستید. حق‌الناس را ضایع نکنید که خداوند از حق‌الناس نخواهد گذشت.

مشاهده وصیتنامه شهید

وصیتنامه شهید سید مرتضی حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم
با درود و سلام به اسلام و مسلمین و با درود و سلام به به خانواده‌های شهدا، اسرا و مفقودین و مجروحین.

چند کلامی به عنوان پبام با مردم و امت شهید پرور و دوستان و آشنایان.
با عنایت و توجهات حضرت بقیه‌الله‌اعظم، حجه‌ابن‌الحسن، امام زمان (عج)، این فریادرس بیچارگان، این فریادرس قلب‌های عالم که به سربازانش دارد، اینجانب سید مرتضی حسینی فرزند سید ابوالقاسم با توجه به شناخت و وحدانیت خداوند تبارک و تعالی راهی جبهه‌ها شدم تا بتوانم دینی که به گردنم بود با ریختن خون ناقابلم (ادا کنم) و خدمتی به اسلام و مسلمین (انجام دهم) و ادامه دهنده راه شهدا باشم.

من به خاطر احساسات به جبهه نرفتم، به خاطر اعتقادی که به خدا و ائمه معصومین (علیهم‌السلام) و روز قیامت داشتم خود را آماده نبرد کردم همانطوریکه آیه شریفه می‌فرماید قل سیرو فی الارض، مسافرت کنید در روزی زمین.

پس برادران عزیزم از لذات دنیوی چشم بپوشید و فردای آخرت را پیشی بگیرید و کل من علیها فان، به این دنیای فانی دل نبندید و برای رفتن به جایگاه همیشگی این مدت از عمر که باقیمانده را بر اثر انجام کارهای نیکو و صالح و اخلاق پسندیده ریاضت آماده کنید و در میدان سبقت بگیرید السابقون السابقون فی جنات النعیم، در بوستان‌هایی که آراسته است به انواع نعمت و کرامت برخوردار شوید.

بیایید توبه کنید از کارهای زشت و ناپسندی که انجام داده‌اید و این چهار روز دنیا توشه بردارید تا اینکه در قیامت پیش ائمه معصومین (علیهم‌السلام) سرافراز باشید و الدنیا مرزعه الاخره، دنیا مزرعه‌ی آخرت است، پس نکند خدایی نکرده گندم بکارید ولی به آن آب ندهید.

برادران عزیز سعی کنید در درون خود تزلزلی به وجود آورید و ساقه طوبی که روح و نفس است رشد دهید، همان ساقه‌ای که انسان را به رتبه‌ی عالی می‌رساند و ساقه در درون بدن را با نور خدا و یاد قرآن و خواندن قرآن و دعاهای کمیل و دعای توسل و خواندن نماز شب و دوری از جلسات غیبت و تهمت و وقت تلف کردن و دوری از گناه و توبه واقعی می‌توان رشد داد.
و نکند خدای نکرده با اعمال زشت و ناپسند که مورد قبول درگاه خدا نیست مرتکب شوی و ساقه طوبی را خودبه‌خود بگندانی و در آیه شریفه قرآن می‌فرماید: الله نور السماوات و الارض، خدا نور آسمان و زمین است (رشد ساقه با حب ولایت) و با نور الهی و جلوگیری از آفت کاراست برای پرواز.

خداوند متعال می‌فرماید: نفخت فیه من روحی، از روح خودم در او دمیدم، جسم هیچ نیست که بعضی به قیافه می‌نگرند، آنچه بالا می‌رود همان روح و نفس است که حرکت به جسم می‌دهد، تکه تکه شدن بدن پوچ است، اصل روح است که فردای قیامت باید جوابگو باشد.
پس ای خانواده‌ی عزیز من اگر جنازه من مفقود شد یا تکه‌تکه شد هیچ ناراحت نباشید. روحم هست و در ملأ اعلاء در حال پرواز است، خدای نکرده عکس‌العملی از خود نشان ندهید که موجب عذاب روح من شود.

سپس : قد الفح من زکها ؛ به ثمر رسید هر کس نفسش را پاک کرد و مزکی گرداند.

پس تا مادامی که طلب انسان نسبت به چیزی به حالت عشق نرسد وصال میسر نمی‌گردد. تا عاشق نشوی به لقاء او دست نخواهی یافت و تا مادامی که شناخت ضعیف است اخلاص هم به مراتب ضعیف است.

پس ای امت و بازاریان محترم، ای کسانی که به خدای متعال عشق می‌ورزید، سعی کنید لطمه به خون شهدا نزنید، نکند خدای نکرده قلب این جگرسوخته‌ها را با رفتار و کارهای ناشایست مانند احتکار و با فروختن اجناس به قیمت گران که این حکم دزدی را می‌کند انجام دهید (بسوزانید)، که در قبال خون شهدا مسئول هستی و حق‌الناس کرده‌ای و خداوند هم از حق‌الناس نخواهد گذشت.

انسانی که عاشق خداست همش حرف از خدا می‌زند و کسی که اهل هوی و هوس و اسیر نفس است و فقط به مادیت می‌نگرد و از شب تا صبح خوابش را روی بازی‌های قمار و پاسور و گوش دادن به نوارهای موسیقی و عیاشی و فیلم های مزخرف می‌گذراند، دست آخر هم می‌گوید دلم گرفته است، آخرتو از خدا غافل هستی که دلت گرفته است، چرا انسانی که عاشق خداست این روحش در حال پرواز است و می‌خواهد با خدای خود عشق بازی کند و دلش نگرفته است.

سخنی چند با پدر و مادرم:
پدر و مادر عزیزم که درود خدا بر شما باد، خدا را شکر کنید و خوشحال باشید که شما هم یکی از فرزندانتان را در راه خدا دادید، مثل کوه استوار باشید، یاد شهیدان از صدر اسلام تاکنون بیفتید، صحنه‌های جانگداز کربلا را در چشم بیاورید، فکر کنید چه عزیزانی تاکنون جانشان را نثار کرده‌‎اند که ما قابل مقایسه با آن‌ها نیستیم و احساس می‌کنم هر بار که دلتان تنگ شد و دیدید احسان ناراحتی می‌کنید به گلستان شهدا بروید و خیل شهیدان را نظاره کنید و لحظه‌ای فکر کنید که این‌ها برای چه هدفی شهید شدند آن هم به خاطر خدا.

نمی‌گویم دلسوزی نکنید، بکنید ولی خدا را هم شکر کنید و ناراحتی خود را چنان بروز ندهید که باعث خوشحالی دشمنان اسلام شود. چه اگر به خاطر ناراحتی شما، خائنی حرفی بر علیه انقلاب یا اسلام یا امام که همه یعنی پیامبر زده شود و بزند، به خاطر عدم استقامت شما و عدم صبر در برابر مشکلات که شما پایداری نکردید من و خودتان را در برابر رسول اکرم (ص) سر به زیر و شرمنده می‌کنید.
و اگر من در راه اسلام و قرآن شهید شدم افتخار کنید.

پیامی به خواهران و برادرانم.
عزیزانم بدانید جاه و مقام آفت خطرناکی است برای انسانیت و انسان و سد این آفت حب خداست.
مسایل دینی را سست نشمرید که سستی نیست که خدای نکرده سست شمردن مسایل دینی ذلت و خاری و پشیمانی به همراه دارد.
اساس کار و کلام و حرکتتان پیروزی و عظمت و سربلندی اسلام و مسلمین باشد.
در آخر عاجزانه تقاضای حلالیت از پدر و مادرم می‌نمایم.

خدایا قلب امام زمان (عج) را نسبت به من رئوف بگردان.
ای برادر ترک عز و جاه کن / خویش را شایسته درگاه کن
عز و جاهت سر به هستی می‌کشد / مر ترا در بت پرستی می‌کشد
تا توانی بردباری پیشه کن / و از عقوبات خدا اندیشه کن
وعده‌گاه ما صحن اباعبدالله (علیه‌السلام)
شب عملیات
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
انا لله و انا الیه راجعون
این عشق است که همچون شمع می‌سوزد
سید مرتضی حسینی 64/11/16

رفقای وی می‌گویند در روز 21 بهمن برای بازرسی جلوی خط مقدم جبهه به جلو رفته بودند، هنوز حمله آغاز نشده بود که توسط دیده‌بان‌های عراقی دیده می‌شوند و آن‌ها را به گلوله می‌بندند، تیری به سینه‌ی وی برخورد می‌کند و مجروح می‌شود و تا نزدیکی‌های ظهر در داخل گودالی می‌افتد و نزدیک ظهر یک گروه در حال پیشروی او را پیدا می‌کند. او در حین انتقال به بیمارستان به شهادت رسید.

مشاهده گالری تصاویر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *