شهید عبدالحسین صابری
نام پدر: صفرعلی
تاریخ تولد: 1345
محل تولد: رهنان
شغل: نقاش ساختمان
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 64/4/6
محل شهادت: جاده ی خندق (جنوب کشور)
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
شهید عبدالحسین صابری در یک خانواده مذهبی و مستضعف به دنیا آمد. در هفت سالگی درس را شروع کرد. او به علت مساعد نبودن وضع مالی، درس را رها کرد و به کار نقاشی ساختمان پرداخت. وقتی جنگ شروع شد به علت کم بودن سن نتوانست به جبهه برود تا اینکه 2 سال بعد، پس از طی آموزش نظامی به جبهههای حق علیه باطل اعزام شد. در منطقه میخواست به نیروی پیاده برود باز هم مشکل کم سنی او مطرح بود، او را به واحد توپخانهی 105 لشکر امام حسین (علیهالسلام) معرفی کردند و مشغول خدمت شد، تا اینکه هنگام خواندن دعای کمیل وقتی جملهی حبیب قلوب الصالحین خوانده شد، ناگهان گلولهی توپ کنار سنگر منفجر شد و از موج انفجار ایشان به شهادت رسید.
جلوههایی از شهید
او در خانه نمونه بود و صلهی رحم که یکی از احکام دین اسلام است را با حضور در خانهی اقوام به جای میآورد. شهید به امید شهادت در راه خدا در جبههها حضور داشت. شبها دعای کمیل میخواند و به مسجد نیز میرفت و در بسیج فعالیت میکرد.
پیام شهید
آنقدر به جبهه میروم و با دشمن خدا میجنگم تا شهید بشوم. شما ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمیتوانید جواب زینب (سلاماللهعلیها) را بدهید که تحمل شهادت هفتاد و دو تن را داشتند.
وصیتنامه شهید عبدالحسين صابرى
بسم الله الرحمن الرحيم
إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (سوره توبه آیه 39)
بدانيد كه اگر در راه دين خدا براى جهاد بيرون نشويد خدا شما را به عذابى دردناك معذب خواهد كرد و قومى ديگر براى جهاد به جاى شما بر مىگمارد و شما به خدا زيانى نرساندهايد بلكه خود را زيان كار ابدى كردهايد و خدا بر همه چيز توانا است.
درود و سلام بر منجى عالم بشريت حضرت مهدى (عج) و نايب برحقش خمينى بتشكن، سلام بر همه خدمتگزاران به جمهورى اسلامى، درود بر خانوادههاى شهدا، اسرا، مفقودين و معلولين و مجروحين جنگ تحميلى و سلام بر مردم شهيد پرور ايران.
آن قدر به جبهه مىروم و مىجنگم تا شهيد بشوم. اى جوانان نكند در رختخواب ذلت بميريد كه على (علیهالسلام) در محراب عبادت شهيد شد و مبادا در حال بىتفاوتى بميريد كه على اكبر حسين در راه حسين و با هدف حسين (علیهمالسلام) شهيد شد.
اى مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيرى كنيد كه فردا در محضر خدا نمىتوانيد جواب زينب (سلاماللهعلیها) را بدهيد كه تحمل هفتاد و دو شهيد را نمود. همه مثل خاندان وهب جوانانتان را به جبهه نبرد بفرستيد و حتى جسد او را تحويل نگيريد. مادر وهب فرمود سرى كه در راه خدا دادم پس نمىگيرم.
برادران استغفار و دعا را از ياد نبريد كه بهترين درمانها براى تسكين دردهاست و هميشه به ياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد و هرگز دشمنان بين شما تفرقه نيندازند و شما را از روحانيت متعهد جدا نكنند كه اگر چنين گردد روز بدبختى مسلمانان و روز جشن ابرقدرتهاست.
در امام بيشتر دقيق شويد و سعى كنيد عظمت او را بيابيد و خود را تسليم او سازيد و صداقت خود را همچنان حفظ كنيد.
اگر فيض شهادت نصيبم گشت آنان كه پيرو خط سرخ امام خمينى نيستند و به ولايت او اعتقاد ندارند بر من نگريند و بر جنازه من حاضر نشوند، اما باشد كه دماء شهدا آنان را نيز متحول سازد و به رحمت الهى نزديكشان كند.
سلام مرا به رهبر عزيزم برسانيد و بگوييد تا آخرين قطره خونم سنگر اسلام را ترك نكردم. با خداوند پيمان مىبندم كه در تمام عاشوراها و در تمام كربلاها با حسين (علیهالسلام) همراه باشم و سنگر او را خالى نكنم تا هنگامى كه همه احكام اسلام در زير پرچم اسلامى امام زمان (عج) به اجرا درآيد. مرا در گلزار شهداى رهنان دفن كنيد.
خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار
از عمر ما بكاه و بر عمر او بيفزا
عبدالحسين صابرى
گلبرگهای خاطره
در جبهه با دوستان برای شنا به رودخانه رفته بودند که او گفت: من غسل شهادت میکنم که در راه امام حسین (علیهالسلام) شهید بشوم و ایشان در آخر همان شب بعد از دعای کمیل به دیار دوست شتافت و با اصحاب امام حسین (علیهالسلام) به سر سفرهی پرفیض خداوند نشست.
تصاویر شهید







