شهید مهدی جعفری
نام پدر: محمد
تاریخ تولد: 1344
محل تولد: رهنان
شغل: سرباز
یگان اعزام کننده: سپاه
تاریخ شهادت: 64/11/22
محل شهادت: اروند رود – والفجر 8
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
شهید مهدی جعفری در سال 1344 در یک خانوادهی مذهبی و مستضعف دیده به جهان گشود. دوران کودکی خود را در آغوش گرم و صمیمی والدین خود گذراند و بعد از رسیدن به سن 7 سالگی پا به عرصهی علم نهاد و نخست با جهل به مبارزه پرداخت. دوران شیرین کودکی و دوران ابتدایی را با موفقیت به پایان رسانید و در عرصهی دیگری یعنی دورهی راهنمایی تا سال سوم تحصیل کرد. او فعالیت بسیار مستمری در پایگاه شهید بهشتی داشت و در آخر برای کامل کردن دین خود به انقلاب اسلامی راهی جنگ با کفار شد تا ندای مظلومانهی خویش را به جهانیان برساند، سرانجام در عملیات والفجر 8 کنار اروند رود به درجهی رفیع شهادت نایل گشت.
پیام شهید
اگر خدا بر من منت نهاد و مرا با شهادت از این دنیا برد، خوشحال باشید، چون راهی بهتر از این برای رسیدن به لقاءالله نیست، پس چه بهتر که با یقین کامل بدانیم که چگونه وارد محشر می شویم، اگر بدنمان پارهپاره شد، روز قیامت با بدن خونین وارد صحرای محشر میشویم که خداوند این حالت را بهتر از هر شکلی میداند.
خدمت خواهران خودم و دیگر خواهران عرض میکنم که حجاب خود را حفظ کنید که اثر حجاب کمتر از خون شهید نیست و بدانید که زینت زن به حجاب اوست و دیگر اینکه ای خواهر حجابت را و ای برادر نگاهت را.
وصیتنامه شهید مهدی جعفری
بسم الله الرحمن الرحیم
وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ (سوره بقره آیه 154)
و آن کسانی که در راه خدا کشته شدهاند مرده مپندارید بلکه او زنده ابدی است ولکن شما این حقیقت را در نخواهید یافت.
با درود و سلام خدمت بقیةاللهاعظم، حجتابنالحسنالعسکری، امام زمان(عج) و درود و سلام برنایب برحقش، رهبر کبیر انقلاب، امام امت و سلام بر همه خدمتگزاران به جمهوری اسلامی و به امید پیروزی نهایی و آزادی اسراء و پیدایش مفقودین و صبر و اجر آخرت برای همه خانوادههای شهدا، مفقودین و اسراء و به امید شفای عاجل مجروحین و معلولین، چند کلمهای به عنوان وصیتنامه مینویسم:
خدمت پدر و مادر عزیز و دلسوخته و فراق کشیده سلام عرض میکنم و از خدای متعال درخواست صبر و اجر و آمرزش شما را خواستارم. اگر خدا بر من منت نهاد و مرا بنام شهادت از این دنیا برد، خوشحال باشید چون راهی بهتر از این نیست برای رسیدن به لقاءالله و به وجهالله.
پس چه بهتر که با یقین کامل بدانیم که چگونه وارد محشر میشویم. اگر بدنمان پارهپاره شد، در روز قیامت با بدن خونین وارد صحرای محشر میشویم که خداوند این حالت را بهتر از هر چیزی میداند چون شهید در راه خدا است. فرشتگان شهدا را برای بهشت میبرند، خداوند متعال سؤال کند کجا میبرید؟ گویند در بهشت، میفرماید او باید در جوار الله باشد، نزد خودم باشد. البته اگر از خالصان و مخلصان درگاه قرار گیریم.
و بعد سلام گرم خودم را به برادرم علی میرسانم که خیلی برای تربیت من زحمت کشیده و من تربیت خانوادگی را از او یاد گرفتهام. البته کارهای خوب را و کارهای بد را از نفس اماره.
و از خدا برای ایشان صبر و اجر دنیا و آخرت خواهانم و دیگر آرزوی من برای این برادرم این است که خداوند بزودی زود همدم و همزبان و همغم او یعنی عباس را به او بازگرداند.
انشاءالله اگر برادرم عباس آمد بگو مهدی خیلی دلش برایت تنگ شده بود، همیشه به یاد و فکر او بودم و همیشه دومین حاجتم و آرزویم آزادی اسراء بخصوص برادرم بوده است. اولین حاجتم را به آن رسیدم، دومین حاجت مرا خدا قبول کند.
و بعد خدمت همه خواهران ازخودم و دیگران عرض میکنم که حجاب خود را حفظ کنید که اثر حجاب کمتر از خون شهید نیست.
و بدانید که زینت هر زن به حجاب او است.
ای خواهر به تو از فاطمه اینگونه خطاب است، ارزندهترین زینت زن حفظ حجاب است.
و دیگر که ای خواهر حجابت را و ای برادر نگاهت را.
حزبالله غیور و شجاع در مسایل سیاسی وارد بشوید و نگذارید ولایتفقیه و روحانی خط امام مظلوم واقع شود و اما صبر انقلابی را حفظ کنید چون خیلی کارها با صبر و نظم درست میشود. سعی کنید از امام جلو نزنید، جمهوری اسلامی این کفها را کنار میزند همانطور که بنیصدر و دیگران را کنار زد و بقیه را کنار خواهد زد. و بگذارید مسائل برای مردم پخته شود، همه آگاه شوند تا در هنگام عمل از خود مردم مقابل حزبالله نایستند.
مردم تمام فکر خود را صرف جنگ کنید و جبهه را تقویت کنید، ما هنوز تا آخر راه نرسیدهایم، استقامت کنید، پشتیبانی کنید تا اسلام درسرتاسر زمین عدل و عدالت را برپا کند.
برادران بسیج اسلام هم به تبلیغات نیاز دارد و هم به کار و عمل کردن، امنیت محل را به نحو احسن به عهده بگیرید و سعی کنید نیروهای خود را با مسائل اسلامی و امنیتی آگاه کنید و بدانید برادرانی که در جبهه هستند پشتگرمی آنها به شماست که امنیت پشت جبهه را به عهده میگیرید. چه شب با نگهبانی و چه روز با مبارزه با منکرات وسوء تفاهمها انشاءالله.
شما و ما به وظیفه خودمان عمل کنیم، نماز جماعت و نماز جمعه و دعا را فراموش نکنیم، امام را دعا کنیم. ما همه حال درمعرض امتحان هستیم، سعی کنیم در امتحان الهی قبول شویم.
من یک کلمه را به شما پدر و مادر و دوستان بگویم که من برای پایان خدمت به سربازی نرفتم بلکه آرزوی من رفتن به جبهه بود و از این طریق وارد جبهه شدم، خدا قبول کند و برای رضای خدا بوده است. من کارم به پایان خدمت گیر نبود که کسی بگوید برای پایان خدمت به سربازی رفته است و یا آرزو داشت بعد از سربازی به خانه بیاید. به همه اهل خانواده گفته بودم که من بعد از سربازی به جبهه خواهم رفت تا پایان عمر یا پایان جنگ. درصورتی که من مأموریت 6 ماهه داشتم ولی تا 9 ماه ماندم تا به آرزوی خود رسیدم.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.
یکماه روزه برایم بگیرید، نماز ندارم اگر خدا قبول کرده باشد.
غیر از وصیتنامه ما که چیزی به عنوان پول یا مال نداریم، اگر چیزی داشتیم به برادران تعلق میگیرد به نسبت مساوی.
بنده حقیر و محتاج دعای شما مهدی جعفری 64/11/16
گلبرگهای خاطره
مهدی جعفری پدری داشت که بعد از اسیر شدن فرزند دیگرش سکته کرده بود و خانهنشین شده بود و مادری پیر و مریض داشت که به کار خانه مشغول بود و یک برادر دیگرش از ناحیه پا جانباز بود. مهدی مجبور بود روزها به سر کار برود و تلاش و فعالیت داشته باشد تا بتواند زندگی خود را آبرومندانه تأمین نماید. مهدی دو آرزو داشت یک آرزویش این بود که به شهادت برسد که به آن رسید و دومین آرزویش این بود که برادرش که اسیر است به خانه برگردد و همدم و یار برادر بزرگترش باشد که بعد از شهادت او آرزوی دوم نیز برآورده شد. این شهید بزرگوار وقتی سرباز بود و به مرخصی میآمد روزها به سر کار میرفت و شبها دست بچههای برادرش که اسیر بود را میگرفت و به مراسمات گوناگون میبرد و همیشه چشمهایش گریان بود از جهت اینکه کی برادرش به خانه برمیگردد، آیا میشود که این بچهها یکبار دیگر پدرشان را ببینند و از این مورد خیلی رنج میبرد تا به شهادت رسید و از هم و غم دنیا راحت شد.
تصاویر شهید





