شهید ناصر رحمانیپور
نام پدر: عباس
تاریخ تولد: 1344
محل تولد: نظرآباد
شغل: محصل
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 64/3/20
محل شهادت: جنوب
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
در شهر نظرآباد کرج دیده به جهان گشود. خانوادهی وی زندگی سادهای داشتند. در شش سالگی به اتفاق خانواده به اصفهان آمد. دورهی دبستان و راهنمایی را به خوبی گذراند. در دورهی دبیرستان با مشکلات دوری راه و سرمای زمستان دست به گریبان بود ولی هیچ وقت ناامید نشد. به خانواده همیشه سفارش میکرد و میگفت: همان طور که اهل بیت (علیهمالسلام) با جان و مال و اهل خانواده از اسلام دفاع کردند ما نیز باید راه آنها را دامه بدهیم. حفظ و حراست از قرآن و پیروی از دستورات خمینی کبیر را بر خود واجب میدانست و میگفت باید تا مرگ لبیک گوی امام حسین (علیهالسلام) باشیم.
پیام شهید
ای مردم، امام خمینی قلب ولایتفقیه و نور چشم ماست، مواظب باشید روز قیامت جلو این بزرگوار و ائمهی معصومین (علیهمالسلام) شرمنده نباشید، با تحقیق عمل کنید و زود قضاوت نکنید. ای خواهران، جهاد شما عفت و حجاب شماست. همچون زینب و فاطمه (سلاماللهعلیهما) برای مسلمانان جهان نمونه باشید. پدر و مادرم خدا را شکر کنید که فرزند شما در این راه شهید شد.
مطالبی که شهید در آخرین شب ها در جبهه های جنگ نوشته بود (64/1/3)
اینجانب ناصر رحمانی پور بندهی حقیر و مستمند خدا از آنجایی که این جنگ تحمیلی پیش آمد و دین و ناموس و ملت ما در خطر افتاد واجب دانستم به جبهههای جنگ آیم و خود را فدای اسلام کنم. اصل زندگی و انسانیت خوردن و خوابیدن نیست. انسان یک جسم حیوانی دارد و یک روح الهی که همچون شمشیر در غلاف نهفته است، وقتی روح که همان حقیقت انسانی است از جسم بیرون رود دیگر این جسم به هیچ دردی نمیخورد. ای اهل بیت و ای پدر و مادرم، امیدوارم که حرفهای من فرزند حقیر خود را بفهمید. از شما درخواست میکنم که بیشتر کتابهای شهید دستغیب و مطهری را بخوانید، به خدا قسم انسان را بیدار میکند. سعی کنید اگر نمیتوانید قرآن بخوانید یاد بگیرید و حداقل معنای فارسی قرآن را بخوانید و کمی فکر کنید که همانا کلام خداوند است و راه نزدیک شدن به خدای بزرگ است ،راهی که تمامی ائمه و امامان (علیهمالسلام) رفتند. خدای ناکرده نکند که سستی کنیم که در دنیای دیگر باید جوابگوی خون تمام فدائیان اسلام باشیم.
وصیتنامه شهید ناصر رحمانیپور
بسم الله الرحمن الرحيم
وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ (سوره عصر آیههای 1 تا 3)
قسم به عصر و زمان، كه همهی انسانها زيان مىكنند، مگر گروه مؤمنان كه عمل صالح انجام مىدهند و آنان كه به درستى و پايدارى دين يكديگر را سفارش مىكنند به صبر.
رضيت بالله ربا و بالاسلام دینا و بمحمد صلى الله عليه و آله نبيا و بعلی اماما و بالحسن و الحسين و على و محمد و جعفر و موسى و على و محمد و على و الحسن و الخلف الصالح عليهم السلام. خشنودم كه خدا پروردگار من است و اسلام دين من و حضرت محمد كه درود خدا بر او و آلش باد پيغمبر من است و حضرت على، امام من و حسن و حسين و على و محمد و جعفر و موسى، و على و محمد و على و حسن و فرزند شايسته او حضرت مهدى (عج) كه درود خدا بر ايشان باد.
با درود به اختر تابناك يگانه منجى عالم بشريت مهدى موعود و نايب بر حقش امام خمينى، اى مردم مواظب باشيد از رهنمودهاى اين بزرگوار استفاده كنيد، خداى نكرده مثل اهل كوفه كه حضرت على را 25 سال خانهنشين كردند و از كسانى كه حق نبودند پيروى كردند نباشيد كه اين بزرگترين منتى است كه خداى عزوجل بر شما نهاده است.
و با سلام بر تمامى شهيدان كربلاى ايران تا كربلاى حسينى و با دعاى فراوان به خانواده اين عزيزان و اسيران و معلولين و تمامى رزمندگان كه از خدا مىخواهيم در روز قيامت در پيشگاه خداوند سربلند به درآيند همانطور كه هستند. از خدا مىخواهم كه اول من را از شرمندگى به درگاه خودش خلاصى دهد و بعد از شرمندگى در برابر خون شهيدان و بتوانم مسئوليتى كه بر دوشم گذاشتهاند به خوبى انجام دهم.
اينجانب حقير ناصر رحمانىپور حال كه به خط مقدم و جنگ با كفار مىروم و هر لحظه ممكن است مرگ و اين زندگى جديد سراغم آيد، بر خود لازم دانستم كه چند كلماتى ناچيز به عنوان وصيت عرض كنم هر چند كه شهيدانى ديگر راه را شناساندهاند و خدا را شكر كه ملت ما ملت قرآن است ولى اين را مىگويم كه اين برادران رزمنده در حال نبرد و شهيدان همگى تفسيركننده آيات قرآنى هستند، حال كه ديگر حجت براى ما تمام شده پس ديگر در روز قيامت دليل بر نفهميدن حرف خدا نداريم و مواظب باشيد شما تمامی به خداوند قول دادهايد كه تسليم باشيد و مسلمان همراه با علم و عمل. پس اين همه ائمه و امامان و نایبان آمدهاند تا ياد شما بيندازند كه اى انسان يادت نرود تو مثل اين كه به خداى خود پيمان بستى كه از قرآن آن اطاعت كنى، پس چرا سركشى و عصيان مىكنى، حال در اينجا يكى از اول به وظيفه خود آشناست و ديگری بعداً در مدت كوتاهى به خود مىآيد و راه را با آگاهى كامل مىرود و واى به حال كسانى كه نمىفهمند و نمىخواهند قبول كنند كه به خداى خود قول دادهاند و بدتر از آن ديگرانى كه در راه هستند را هم منحرف مىكنند (منافقان و كفار). كه بايد با شمشير با آنان ستيز كرد همچون اين آمريكا و نوكرش صدام كه سدى شدهاند در برابر مسلمانان جهان به خصوص برادران عراقى و هر روز دارند آنان را از اسلام و حسينبنعلى (علیهالسلام) جدا مىكنند كه انشاءالله رزمندگان با يورشى برقآسا برادران مسلمان را از اين بند نجات مىدهند و با اتحاد با مسلمانان جهان، جنگ مىكنيم تا رفع فتنه از عالم.
اى مردم امام خمينى قلب ولايتفقيه و نور چشم ماست. مواظب باشيد در روز قيامت جلو اين بزرگوار و ائمه معصومين (علیهمالسلام) شرمنده نباشيد.
مسئله ديگر اين است كه با مسئولين كشور و روحانيت اصيل همكارى كنيد و در مورد آنان زود قضاوت نكنيد. كارى نكنيد كه بعداً پشيمان شويد يعنى مردهپرست نباشيد، مردم كوفه بعد از آن كه حضرت على (علیهالسلام) شهيد شد فهميدند كه على (علیهالسلام) كيست و آن روز ديگر دير شده بود. با اين نسبتهايى كه ضدانقلاب به بعضىها مىدهد و يكى را در برابر ديگرى قرار مىدهد ريزبين باشيد و زود قضاوت نكنيد.
در آخر از برادران بسيجى مىخواهم اين افراد بىتفاوت در بر خود بگيرند و نصيحت كنند و اگر گوش ندادند و كلهشقى كردند مبارزه كنيد تا حد مرگ و اى خواهران جهاد شما عفت و حجاب شماست، همچون زينب و فاطمه (علیهمالسلام) براى مسلمانان جهان الگو باشيد كه روى مرد و زن ايرانى در عصر حاضر زياد حساب مىشود.
پدر و مادرم خدا را شكر كنيد كه فرزند شما در اين راه شهيد شد و مايهی خشنودى خدا شديد و امانت را به خوبى پرورش داديد، من نتوانستم دين خود را ادا كنم، انشاءالله در آخرت بتوانم كارى بكنم، اگر قصوری از من دیدید ببخشید و میدانم که خوشبختی را برای من میخواستید و دوست داشتید عروس من را ببینید ولی این را بدانید که این مرگ سرخ برای من از هزاران بار عروسی شیرینتر است و اگر گریه میکنید برای مظلومیت حسین و جگر سوختهی علیاصغر (علیهمالسلام) گریه کنید. من که چیزی نیستم در برابر فداکاریهای علیاکبر فرزند امام حسین (علیهمالسلام)، ان شاءالله خدا این خون ناقابل من را قبول کند.
برادرانم من به شما گاهی اوقات بدی میکردم و این لحظه میخواهم که من را ببخشید و راه من را ادامه بدهید و تنها خواهر کوچکمان را بخوبی تربیت کنید که خواهری صالح و به دردخور اسلام به بار آید و از خویشان و دوستان میخواهم که برای من پیک بخشش را مژده دهید و از دوستان میخواهم که جنگ و جبههی نبرد را تنها نگذارند، چه بهتر که در این راه کشته شویم.
دیگر عرضی ندارم، فقط 300 تومان برای من رد مظالم بدهید، برای من برای 4 سال کفارهی روزه بدهید چون مریض بودم و توفیق مهمانی رفتن خدا را نداشتم.
همگی را به خدا میسپارم. من اگر جنازهام بود در تکیه شهدای رهنان خاک کنید.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.
به امید پیروزی اسلام بر کفر.
گلبرگهای خاطره
دفعهی آخری که به مرخصی آمده بود یک درخت توت در باغچهی خانه کاشت و گفت بدانید که اگر این درخت خشک شد من میآیم ولی اگر ریشه و برگ داد من نمیآیم. بعد از مدت کوتاهی ساقهی درخت گرفت و شاخ و برگ داد و چند روز بعد خبر شهادت او رسید. درخت بعد از چندین سال هنوز هم پابرجاست و بزرگ شده و یاد او را برای ما زنده نگه داشته است.
تصاویر شهید



























