شهید کمال تسلیمی

تصویر پروفایل شهید کمال تسلیمی

نام پدر: احمد
تاریخ تولد: 1342
محل تولد: رهنان
شغل: محصل
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 64/12/22
محل شهادت: الصخره
زیارتگاه: گلزار شهدای اصفهان

شهید کمال (مجید) تسلیمی در سال 1342 در یک خانواده‌ی مذهبی در رهنان به دنیا آمد. تحصیلات خود را تا بدو انقلاب اسلامی ادامه داد و بعد از آن به فعالیت‌های مذهبی و انقلابی پرداخت. در سال 57 برای اولین بار به کردستان اعزام شد و پس از طی مأموریت از آنجا به جبهه‌های جنوب عزیمت نمود و در عملیات‌های تنگه‌ی چزابه، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، محرم، والفجر مقدماتی 1 و 2 و خیبر شرکت کرد و با وجود اینکه چندین بار مجروح شده بود اما پس از بهبودی مجدداً مراجعت نمود. سرانجام در عملیات بدر در حالی که برای سرکشی به نیروها از سنگری به سنگر دیگر می‌رفت همزمان با گلوله‌ای که به صورتش اصابت کرد خمپاره‌ای نیز پیش پایش منفجر شد و ترکش‌هایش به گلو و سینه‌اش خورد و شربت شهادت را که آرزوی دیرینه‌ی آن شهید بود نوشید.

شهید کمال تسلیمی همیشه متذکر می‌شد که انسان باید خالصاً مخلصاً برای خدا کار کند و هرگز ریا و خودنمایی را به خود راه ندهد، لذا در تمام مدتی که در جبهه‌ها بود هرگاه از او سوال می‌شد در جبهه چه می‌کنی می‌گفت: من یک بسیجی ساده هستم و بعد از شهادتش مشخص شد که در بسیاری از عملیات‌ها جزء فرماندهان مطرح بوده و هرگز خود عنوان نکرد.

من از خدای بزرگ شهادت را می‌طلبم، شاید که روزی یا شبی گلوله‌ی دشمن جسم خاکی‌ام را بدرد و روحم به سویش پرواز کند که آن لحظه، لحظه‌ی زفاف من است، زفافی که با خونم در هم می‌آمیزد و عروس حجله‌ام سرزمین خونین من است. مقصد عروسی من کربلاست و روز دامادی‌ام عاشورا و از خدا می‌خواهم که شهید شوم، چون خجالت می‌کشم که روز قیامت سرور شهیدان بدنش پاره‌پاره و من سالم باشم. بارپروردگارا، از تو می‌خواهم که هر زمان صلاح دانستی شهید شوم، ضمن اینکه به تمام مقربانت قسمت می‌دهم که مرگ در تختخواب را نصیبم نکنی.

مشاهده وصیتنامه شهید

وصیتنامه شهید کمال تسلیمی

بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به رهبر انقلاب امام خمینی و تمامی شهدا و شهدای انقلاب.
تا ما زنده هستیم نخواهیم گذاشت هستی ما به کام آمریکا برود (امام خمینی).

ای آمریکا و ای تمامی ابرقدرت‌ها و چپاول‌گران شرق و غرب، این را بدانید تا موقعی که کلمه شهادت تمام افکار این جامعه خصوصاً جوانان را به خود جلب کرده دیگر نخواهیم گذاشت ما را بار دیگر به زیر سلطه خود بیاورید. ما تا آخرین قطره خون برای برپا بودن انقلاب اسلامی ایران خواهیم کوشید.

ای خواهران و برادران این را بدانید که این دنیا آینده درخشانی ندارد و زندگی خاطره‌ای بیش نیست و همه ما بدون تأخیری در مرگ، رفتنی هستیم پس نباید برای خوشی‌ها و مال دنیا جنایت‌ها بکنیم چون ما عریان به دنیا آمده‌ایم و عریان هم از دنیا خواهیم رفت. پس چه بهتر است این دو روز زندگی را برای رضا و خشنودی خدا زندگی کنیم.
ای خواهران و برادران من، بنده حقیر و ناچیز در برابر خدا از شما می‌خواهم دنباله‌رو خط امام و ولایت‌فقیه باشید.
از دولت مکتبی آقای خامنه‌ای حمایت کنید و نگذارید امثال بنی‌صدرها بر سر کار بیایند که بخواهند این کشور را بار دیگر به تباهی بکشند.

و سخنی با پدر و برادران و تمامی افراد خانواده خود، اگر من لیاقت شهادت و نوکری امام زمان(عج) را پیدا کردم بدانید که به آرزوی خویش رسیدم چون شهادت در راه خدا یکی از نعمت‌های بی‌کران خداوند متعال است که به ما عطا کرده است. و از شما می‌خواهم که دنباله‌رو راه من و تمامی شهدا باشید و به نماز و عبادت اهمیت فوق‌العاده‌ای بدهید چون جنگ ما با دنیا بر سر نماز است.

ای پدر و مادر عزیز و ای تک‌تک برادران و خواهرانم، آنچه در توان دارید برای به دست آوردن رضای خدای بزرگ به کار برید. دستورات او را ا طاعت کنید تا در دنیا و آخرت خوشبخت و سعادتمند باشید.
امید زیادی دارم که پدر عزیزم و مادر مهربانم و برادران و خواهرانم مرا به خاطر و نامهربانی‌ها که نسبت به ایشان روا داشتم ببخشایند و از خدا برایم طلب مغفرت کنند.

من ان‌‌شاءالله برای رضای خدا در این راه قدم می‌گذارم و با عاملین تاریکی‌ها و ظلم و شرک و نفاق و کفر می‌ستیزم و از خدای بزرگ شهادت را می‌طلبم، شاید که روزی یا شبی گلوله دشمن جسم خاکی‌ام را بدرد و روحم به سویش معراج کند که آن لحظه، لحظه زفاف من است. زفافی که با خونم درهم می‌آمیزد، عروس حجله‌ام سرزمین خون من است، مقصد عروسی‌ام کربلاست و روز دامادی‌ام عاشوراست.

در آخر از همه حلالیت می‌طلبم و استدعا دارم برایم طلب مغفرت کنید و تنها آرزوی من این است که تمامی مسلمان‌های جهان دست در دست هم دهند و برای پیروزی اسلام و مسلمانان اتحاد کنید و اسلام را بر همه کفر جهانی غالب سازید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
تاریخ 1360/10/05 بنده کوچک و حقیر ناچیز در برابر خدا
کمال تسلیمی

شهید کمال تسلیمی با اسراف و تبذیر به شدت مخالف بود و به همین علت هرجا و هر وقت اینگونه مسائل را مشاهده می‌کرد به صورت مزاح و شوخی آن را مطرح می‌کرد، وقتی که مورد اعتراض قرار می‌گرفت می‌گفت این‌ها روزی به یادتان می‌آید و برایتان خاطره می‌شود.

مشاهده گالری تصاویر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *