سردار شهید براتعلی بهرامیان
نام پدر: اسدالله
تاریخ تولد: 1324
محل تولد: رهنان
شغل: کارگر ذوب آهن
یگان اعزام کننده: جهاد سازندگی
تاریخ شهادت: 65/10/19
محل شهادت: شلمچه
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
سردار شهید براتعلی بهرامیان در سال 1324 در خانوادهای زحمتکش و مذهبی به دنیا آمد و بعد از طی دوران طفولیت به مدرسه رفت و موفق به کسب گواهینامهی پنجم ابتدایی شد. پس از آن، مشاغلی از قبیل سیمانکاری، لبنیاتی و کار در محضر اسناد رسمی را پیشه کرد و بالاخره به استخدام ذوب آهن درآمد. با شروع جنگ تحمیلی خود را به جبهه رساند و در اولین اعزام به مدت 100 روز در جبهه ماند و به مرخصی نیامد. در جمع بچهها طوری عمل میکرد که کسی نمیدانست او فرمانده است. وقتی برادر مهرانپور مسئول جهاد به او گفت : نیروهای قدیمی رسمی میشوند، زیر بار نرفت و گفت : میخواهم تا آخر جنگ داوطلب باشم و سر کار خودم برگردم و سرانجام در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید.
جلوههایی از شهید
ایشان فردی پر تلاش، فعال و قانع در همهی ابعاد بود. در مسائل مذهبی و جلسات احکام و نماز و ارشاد حضور داشت و همواره با امت انقلابی در تمام صحنهها همراه بود. ایشان اهل مناجات و نماز شب بود و همیشه سعی میکرد با وضو باشد. در وظیفهی شرعی امر به معروف و نهی از منکر کوتاهی نمیکرد و در غذا خوردن و لباس پوشیدن اسراف نمینمود.
پیام شهید
وصیتنامه سردار شهید براتعلی بهرامیان
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
“وَالَذینَ آمَنوُا وَ هاجَروُا وَ جاهَدوُا فى سَبیل اللَّه بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ اَعْظَمَ دَرَجَة عِنْدَاللَّه اوُلئِکَ هُمُ الْفائِزوُنْ”
” کسانى که ایمان آوردند و هجرت و جهاد کردند در راه خدا با مالها و جانهاى خود نزد خداوند بلند مرتبه اند و آنانند جزء فائزون”
با درود بر رهبر کبیر انقلاب امام خمینى و کلیه کسانى که در خط امام به اسلام و انقلاب خدمت مینمایند و با سلام و درود به ارواح طیبه شهدا و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین و بالاخص شهداى کربلاهاى ایران و با سلام به خانوادههای معظم شهدا و اسرا و مفقودین و طلب صبر و اجر براى آنها، چند کلمهاى به عنوان وصیت که وظیفهاى است بر دوش اینجانب ذکر مینمایم.
خدایا تو شاهدى آنچه که مسئله هجرت و جهاد در راه تو را در درونم زنده کرد فقط رضاى تو بود و طبق آیه شریفه در قرآن ستایش تو را میکنم از این که مرا به این راه هدایت نمودى و اگر هدایت نمیکردى هرگز راه هدایت را نمییافتم.
خدایا تو میدانى که حب جاه و مال و منال و یا دست زور و قدرت مرا به اینجاها نکشانده و بنابر شناخت خودم همانطورى که از سوى تو آمدم به سوى تو بازگشت خواهم کرد (انالله و انا الیه راجعون) قدم نهادهام و سفارش میکنم به کسانى که این وصیت نامه را میخوانند حال که دنیا گذشتنى است و عمر انسان نیز تمام شدنى، پس چه بهتر که بنا بر آیات قرآن خود را جزء اشرف مخلوقات قرار داده و تحمل سختىها و مشکلات در راه خدا را بنمائیم که اگر این سختىها نباشد چه تفاوتى بین زندگى انسان و حیوان میباشد و خوشا به حال کسانى که به این نکتهها عمل کرده و به هدف خود رسیدند و مسئولیت سنگین ترى بر دوش من گنهکار نهادند. امثال حاج حسن فیروزبخت و یا احمدى و غیره و بنابر شناخت خودم هر چند که به نحو احسن نبوده ولى تا آنجایى که در توانم بوده به حمد خدا انجام دادهام تا فرداى قیامت شهدا گلایهاى از دستم نداشته باشند.
پدر و مادر عزیز و مهربان، از این که برایم زحمتها کشیده تا به اینجا رسیدهام و نتوانستم حقى که بر گردنم داشته اید اداء نمایم تشکر و قدردانى مینمایم و امیدوارم که مرا حلال نموده و خداوند نیز به شما اجرى عظیم عنایت فرماید.
اما خانواده عزیز از این که چند سالى را که با هم بودهایم براى من و فرزندانم زحماتى را کشیدى و براى آمدنم به جبهه سهم عظیمى داشتهاى تشکر نموده و طلب حلالیت از شما مینمایم و سفارش به فرزندانم این است که نسبت به مادر خود نیکی کرده و در کارها او را یارى نموده و نسبت به فرایض دینى خود منجمله نماز اول وقت و نماز جمعه و جماعتها و شرکت در مساجد کوتاهى نکنند و بدانند که همه این خونها که ریخته شده براى نماز و حاکمیت اسلام و قرآن بوده است.
از برادران و خواهرانم طلب حلالیت نموده و سفارش میکنم نسبت به فرزندانم معصومه و سعید و بقیه جهت امر و نهى آنها براى رضاى خدا کوتاهى نکنند.
در پایان از کلیه آشنایان و دوستان ضمن طلب بخشش، همه آنها و امت شهید پرور را به پیروى از دستورات امام امت دعوت مینمایم و نگذارند که خون عزیزانى که براى احیاء دین خدا در کربلاهاى ایران به زمین ریخته شده از بین برود، هرچند که بنابر حدیث حضرت على (ع) هر ظلمى که بر سر هر کسى برود از دست خود اوست و اگر کوتاهى کنید در فرداى قیامت مسئول بوده و شهدا از ما نخواهند گذشت.
به امید پیروزى سریع رزمندگان اسلام و سلامتى و طول عمر امام امت و نجات اسرا و شفاى معلولین و محرومین. والسلام
حاج براتعلى بهرامیان
65/10/1
گلبرگهای خاطره
به گفته ی یکی از همرزمان شهید وی در بیشتر عملیاتها شرکت داشت. هر وقت همرزمانش می گفتند که بیا وصیتنامه بنویس، ایشان میگفت که ما را خبری نیست. وقتی عملیات کربلای 5 شروع شد، روزی یکی از دوستانش را صدا زد و گفت: حاجی بیا وصیتنامهی من را بنویس، حاجی گفت : این بار هم خبری نیست. او گفت: نه دیگر پایان خط است و بعد از نوشتن وصیتنامه، فردای همان روز در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید.
یکی از دوستان شهید میگوید : قبل از عملیات والفجر 8 در سال 64 به جهاد اصفهان مأموریت داده شد که کنارهی اروندرود را برای لشکر نجف اشرف ساحل سازی کند. شهید بهرامیان در حالی که دشمن تا دندان مسلح آن طرف اروندرود مستقر بود و هیچ نیرویی آن جا وجود نداشت با روحیهای قوی در رکاب کمپرسی که حاوی خاک بود ایستاده بود و در حالی که کالیبر دشمن و خمپارهی شصت به شدت میبارید، راننده را روحیه میداد تا خاکریز را احداث کنند.
تصاویر شهید
بازدیدها: 30



