شهید ابوالقاسم سهرابی

تصویر پروفایل شهید ابوالقاسم سهرابی

نام پدر: رحیم
تاریخ تولد: 1342
محل تولد: رهنان
شغل: سیمانکار
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 60/6/21
محل شهادت: آبادان
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان

شهید ابوالقاسم سهرابی در یک خانواده‌ی مذهبی در شهر رهنان به دنیا آمد و به علت فقر مادی نتوانست به تحصیلات خود ادامه دهد. لذا به همکاری با پدرش در امور کشاورزی و کارهای ساختمانی مشغول شد. ایشان در امور ورزشی علاقه‌ی خاصی از خود نشان می‌داد ولی ورزش تنها هدف او نبود، بلکه این شهید عزیز در برابر انقلاب احساس مسئولیت می‌کرد و تا آن‌جا که در توانش بود خدمت می‌کرد. لذا او با همکاری عده‌ای از جوانان محل، بسیجیان را برای اعزام به جبهه آماده می‌نمودند. خود و شاگردانش اولین گروه اعزامی به کردستان بودند و بالاخره با نبرد بسیار، به آرزوی دیرینه‌ی خود در سنگر حق علیه باطل رسید و با اصابت تیر از سوی دشمن به درجه‌ی رفیع شهادت نایل گشت.

شهید سهرابی مردی مخلص بود. بنا به گفته‌ی همسنگرانش به خواندن نماز در اول وقت تأکید زیادی داشتند. همیشه به دوستان خود سفارش می‌کردند که نماز اول وقت را فراموش نکنند و با بلند شدن صدای اذان دست از کارها کشیده به اقامه‌ی نماز بپردازند.

شهید در دوران انقلاب با شرکت در تظاهرات و راهپیمایی‌ها دین خود را به انقلاب اداء نمود و از آنجا که در رشته‌های ورزشی تکواندو و کونگ‌فو مهارت داشت اقدام به تشکیل یک کلاس مخفی با همکاری شهید سید ابوالفضل صدیقی در مسجد اعظم رهنان نمود و حدود 40 نفر را پرورش دادند و به مأموریت‌های مختلف فرستاده شدند تا اینکه امام خمینی (ره) دستور بسیج عمومی را صادر نمودند.

شهید سهرابی همچنین اقدام به تشکیل کلاس رزمی دیگری در مسجد نو رهنان نمود و حدود پنجاه نفر از کوچک و بزرگ در این کلاس شرکت نمودند. از این پنجاه نفر حدود سی نفر به جبهه اعزام شدند که خود شهید نیز با آن‌ها به کردستان اعزام شد.

بعد از اتمام مأموریت در جبهه کردستان به جبهه آبادان اعزام شد و چهل روز از این امر نگذشته بود که خبر شهادت ایشان به گوش رسید.

… اما سخنی که با همه‌ی انسان‌های حاضر و آنان که در آینده پا به عرصه‌ی وجود می‌گذارند دارم، آن است که کلمه‌ی حق را فراموش نکنید که رمز پیروزی ما فقط احیای حق و عدالت می‌باشد.

مشاهده وصیتنامه شهید

وصیتنامه شهید ابوالقاسم سهرابی

بسم الله الرحمن الرحیم
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ (سوره بقره آیه‌های 153 و 154)

ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید با استعانت از صبر و نماز پیشی گیرید. به درستی که خداوند با صابران است، کشته شدن در راه خدا برای احیا کلمه توحید و احکام قرآن عین حیات می‌باشد، حیاتی که هیچ وقت شمع فروزانش خاموش نخواهد شد و باید بدانیم کسانی که در مکتب سرخ شهادت تربیت می‌شوند زندگیشان سر تا پا عقیده و جهاد در راه عقیده می‌باشد.

در اینجا جای مناجات با خدایم به میان آمده است که می‌گویم خدایا به من توفیق ده که بتوانم در راه تو و برای رضای تو و پیاده کردن احکام تو مبارزه کنم و ریشه‌های کفار که پوشیده از پرده سیاه پست حیوانی است آماج گلوله‌های خویش سازم.
خدایا به من قدرت و توانایی ده که بتوانم با تمام وجود از دستاوردهای انقلاب و از رهبر انقلاب امام خمینی حمایت کنم و بتوانم به فیض الهی که همان شهادت است برسم و خدایا هر چه زودتر مرا خالص کن و عاشق خود گردان که بسویت پرواز کنم.

اما سخنی با برادران و خواهران همیشه در سنگر، شما بدانید که گروهک‌های فریب خورده آمریکایی که در حال حاضر علیه پاسداران انقلاب به جنگ برخاسته‌اند و کمر به نابودی این انقلاب که خون‌بهای هزاران شهید می‌باشد بسته‌اند و این گروه‌های منافقین فدایی و دمکرات و غیره باید بدانند تا ملت در صحنه باشد و تا چنین فرزندانی فداکار از اسلام وجود دارد تسلیم این بازی شیطانی آنها نخواهند شد.

و اما سخنی با همه انسان‌های حاضر و آینده که به صحنه جهان پدیدار می‌گردند، این پیام من چنین خواهد بود که همیشه در هر زمانی که واقع می‌شوید کلمه حق را فراموش نکنید که مقام پیروزی ما فقط احیای حق و عدالت می‌باشد.

اما سخنی با پدر بزرگوارم، پدر عزیزم ضمن سلام اگر من شهید شدم در هیچ شرایطی برای من گریه نکن که من به آرزوی خویش رسیدم و این را بدان که به پدری همچون شما افتخار می‌کنم که توانستی پس از سال‌ها رنج و زحمت چنین فرزندی برای اسلام و انقلاب تربیت کنی و برای خدا دادی که در آن دنیا و در این دنیا زحمات شما در نزد خداوند محفوظ خواهند بود.

سخنی با برادران، امیدوارم راهم را ادامه دهید و سفارش می‌کنم که اطاعت از امام را فراموش نکنید و برادر اسماعیل ورزش رزمی را اهمیت ده و سعی کن برای اسلام خود را قوی کنی و در برابر دشمنان دین و خدا ایستادگی کن و در ضمن مطالعه را هم فراموش نکن و پیروی از امام را در هیچ زمانی از یاد مبر.
به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی
پایدار باد انقلاب، برقرار باد جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی

یکی از دوستان شهید سهرابی می‌گوید: من و برادر شهید سهرابی با هم نگهبان بودیم. ساعت نگهبانی ما از ساعت 2 الی 4 نیمه شب بود. من کمی زودتر از شروع ساعت نگهبانی از خواب بیدار شدم. آتش دشمن بسیار شدید بود و آسمان منطقه از انفجار گلوله‌ها تیره شده بود. او را با آرامی از خواب بیدار کردم و به او گفتم بلند شو نوبت نگهبانی ما رسیده، ابوالقاسم بلند شد و رو به قبله در گوشه‌ی سنگر نشست. من خودم را برای رفتن به سر پست آماده می‌کردم که دیدم سهرابی هنوز در گوشه‌ی سنگر به عبادت نشسته و با خدای خود سخن می‌گوید برای بار دوم او را صدا زدم، با شور و هیجان خاصی از جای خود بلند شد. تجهیزات خود را بست و سلاحش را بر دوش گرفت و گفت مرا ببخشید اگر شما را معطل کردم، به او گفتم شما ببخشید من عجله کردم. به طرف سنگرمان رفتیم و پست را از برادران تحویل گرفتیم. دوست این شهید می گوید: آن شب من نوری عجیب در چهره‌ی سهرابی مشاهده می‌کردم و فضای سنگرمان بوی عطر به خود گرفته بود. هنوز نیم ساعت از نگهبانی نگذشته بود که ناگهان تیری به پیشانی سهرابی اصابت کرد. او را در حالی که زخم بزرگی برداشته بود و مرتب الله اکبر می‌گفت، با کمک دیگر برادران به بهداری پشت خط منتقل کردیم اما این عزیز بسیجی به درجه‌ی رفیع شهادت که آرزوی دیرینه‌اش بود رسید.

بازدیدها: 34

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *