شهید رحیم ایرجپور
نام پدر: حسین
تاریخ تولد: 1345
محل تولد: رهنان
شغل: کارگر – سرباز
یگان اعزام کننده: سپاه
تاریخ شهادت: 64/6/14
محل شهادت: عملیات قادر – اشنویه
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
شهید رحیم ایرجپور در سال 1345 در خانوادهای مذهبی و متدین و مستضعف در شهر شهید پرور رهنان دیده به جهان گشود. دوران کودکی را با کسب تعلیم و تربیت در دامان پاک خانوادهی زحمتکش خود پشت سر گذاشت. از همان ابتدای نوجوانی کمر همت برای خدمت به خانواده و جامعهی خود بست و به کار و فعالیت شبانهروزی مشغول گردید. سرانجام روحیهی فداکاری و خدمت به انقلاب و اسلام او را راهی خدمت مقدس سربازی نمود. پس از اعزام به خطوط مقدم جبهه و ابراز رشادتها و فداکاریهای فراوان به فیض عظیم شهادت نایل آمد و پیکر پاک و مطهرش مفقود گردید. در سال 77 پیکر این شهید بزرگوار در منطقه تفحص و در زادگاهش رهنان به خاک سپرده شد.
جلوههایی از شهید
اهمیت زیاد به نماز و روزه و دیگر مسائل مذهبی میداد و داشتن روحیهی ایثار و فداکاری، شهامت و شجاعت از خصوصیات اخلاقی بارز آن بزرگوار بود.
پیام شهید
بدانید که من برای اسلام به خدمت مقدس سربازی آمدهام و اگر به معبود خود پیوستم که چه بهتر وگرنه انشاءالله روزی نماز جماعت را در صحن مطهر امام حسین (علیهالسلام) و به امامت رهبر و مقتدایمان امام خمینی اقامه میکنیم.
امیدوارم شما اسلحهام را که روی زمین افتاده بردارید و راه را تا آزادی قدس و برافراشته شدن پرچم مقدس لا اله الا الله بر کاخ مستکبران ادامه دهید. در پایان وصیتنامه ی خود حدیث حضرت زینب (سلاماللهعلیها) را میگویم که فرمود: سپاس پروردگار جهانیان را که ابتدای کار ما را سعادت و پایان کار ما را شهادت قرار داد.
وصیتنامه شهید رحیم ایرجپور
بسم الله الرحمن الرحيم
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (سوره آلعمران آیه 169)
با درود و سلام به منجى عالم بشريت حضرت بقيةاللهالاعظم مهدى موعود (عج) و با سلام و درود به نايب برحقش و ابراهيم زمان امام خمينى و با سلام به كليه دوستان و آشنايان به خصوص پدر و مادر و همسر عزيزم، وصيتنامه خود را شروع مىكنم. اولين حرف خود را با تو اى برادر عزيز شروع مىكنم، اميدوارم كه در زندگى موفق باشيد و اميدوارم كه اخلاق خود را در مسير الله قرار دهيد و مرا ببخشيد كه در هنگام آمدن به سربازی با شما خداحافظى نكردم.
همسر گرامى اميدوارم كه از دورى من رنج نبريد و بدان كه من براى اسلام بايد به نبرد با كفار بعثى ادامه بدهم و در اين راه اگر به معبود خود پيوستم، چه سعادتى از اين بهتر و اگر هم به آرزوى خود نرسيدم اميدوارم كه راه بسته شده كربلا را به يارى خداوند باز كنيم و بتوانيم نماز جماعت را به امامت امام خمينى در صحن مطهر امام حسين (علیهالسلام) اقامه كنيم.
و عموى عزيزم اميدوارم كه در زندگى موفق و پيروز باشيد و از دست من هيچگونه ناراحتى نداشته باشيد و اميدوارم مشكلى كه داريد براحتى حل شود و بتوانيد به خوبى و خوشى به زندگى در كنار خانوادهتان ادامه دهيد و پسرعموهاى عزيزم اميدوارم كه شما هم به خوبى و خوشى به زندگى خود ادامه دهيد.
سلام گرم خود را به تو اى خواهر عزيزم مىرسانم و اميدوارم كه در زندگى خود موفق و پیروز باشید و از دورى من هيچگونه ناراحتى به خود راه ندهيد و زندگى خوب و خوشی در كنار خانواده خود داشته باشيد.
و سلام خود را به حاج حسین و اصغر و حسينآقا مىرسانم اميدوارم كه در زندگى موفق و پيروز باشيد و با شادكامى به زندگى گرم خانواده خود بپردازيد و سلام خود را بر دايىها و خانوادهشان مىرسانم و به خالهجان و مادربزرگ سلام مىرسانم و اميدوارم که هيچگونه ناراحتى به خود راه ندهيد و بدانيد كه من براى خدا به خدمت سربازى آمدهام و اميدوارم به يارى خداوند تمام كافران و صداميان را ريشه كن كنيم و راه بسته شده كربلا را به روى کلیه شيعيان جهان باز كنيم و پرچم جمهورى اسلامى را بر فراز بلندترين قلههاى جهان برافراز كنيم.
و در پايان كليه وسايل را كه در نزد همسرم مىباشد به جز زنجير بقيه را از او نگيريد و باز تأكيد مىكنم كه به جز زنجير وسيله ديگرى را از او نگيريد. و از شما مىخواهم كه اگر برنگشتم موتور مرا بفروشيد و پول آن را به پدر و مادرم بدهيد و 70 روز روزه نگرفتهام و يك سال هم نماز بدهکار و يك نماز در صحن سيد محمد روى سنگ و 20 تومان داخل حرم و 5 چانه نان در سيد محمد بدهكار هستم و 20 تومان به زينبيه بدهكار هستم و مقدارى پول در بانك قرضالحسنه دارم كه با اين پول كليه بدهكاريها را بدهيد و اگر پول باقى ماند بين خواهر و برادرم تقسيم كنيد و از شما مىخواهم كه مرا در تكيه شهدا به خاك بسپاريد.
و از شما پدران و مادران و خواهران و برادران عزيز كه اين وصيتنامه را مىخوانيد اميدوارم كه راه ما را كه همان راه سيدالشهداء میباشد ادامه دهيد و يك لحظه در زندگى دست از دامان رهبر عزيز برنداريد و اگر برداشتيد بدانيد كه نابود خواهيم شد. و اسلام و قرآن اين راه را از ما نمىپذيرد.
و از تو اى خواهر عزيز مىخواهم كه حجاب خود را حفظ كنيد و بدانيد با اين كار ضربه محكمى به دهان منافقين خواهيد زد كه مىفرمايند اى زن به تو از فاطمه اينگونه خطاب است، ارزندهترين زينت زن حفظ حجاب است.
از تو اى برادر همرزمم اميدوارم كه اسلحه مرا كه روى زمين افتاده است برداريد و راه مرا تا آزادى قدس و برافراشته شدن پرچم جمهورى اسلامى در اقصى نقاط عالم ادامه بدهيد و در پايان وصيتنامه حديث حضرت زينب (سلاماللهعلیها) را مىنويسم و اميدوارم كه سرمشق شما در زندگى باشد.
«و سپاس پروردگار جهانيان را كه ابتداى كار ما را سعادت و پايان كار ما را شهادت قرارداد» (حضرتزينب(سلاماللهعلیها))
والسلام
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
از عمر ما بکاه و بر عمر او بیفزای
رزمندگان ما را نصرت عطا بفرما
مجروحین و معلولین شفا عنایت فرما
سرباز کوچک روحالله ، رحیم ایرجپور، 63/12/23
گلبرگهای خاطره
خواهر شهید میگوید: موقعی که رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) میخواست پس از سالها تبعید و دوری از وطن به ایران برگردد، چون ما در خانه تلویزیون نداشتیم شهید رحیم برای دیدن ورود حضرت امام به خانهی یکی از فامیل رفته بود و زمانی که برگشت با نقل و شیرینی به خانه آمد و از من که خواهر بزرگ او بودم پرسید که آیا امکان دارد که آرزوی بزرگم برآورده شود و موفق به زیارت حضرت امام خمینی (ره) گردم.
تصاویر شهید




