شهید رمضان فتحی
نام پدر: محمد
تاریخ تولد: 1346
محل تولد: رهنان
شغل: استیل ساز
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 62/12/11
محل شهادت: عملیات خیبر، منطقهی طلائیه
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
شهید در سال 1346 در خانوادهای مذهبی در شهر رهنان چشم به جهان گشود. تا سال چهارم ابتدایی درس خواند و از آن به بعد جهت برآوردن مایحتاج خانواده به کار و تلاش روی آورد. عشق و علاقه به جبهه او را راهی جبهه نمود. پس از نشان دادن رشادتها و حماسههای فراوان سرانجام در تاریخ 62/12/11 به درجهی رفیع شهادت نایل آمد.
جلوههایی از شهید
فردی دقیق و با هوش در کار و خوشخلق بود. احترام به پدر و مادر و خانواده و کمک به آنها از ویژگیهای او بود. به عبادت بسیار اهمیت میداد، فردی کم حرف و با ایمان بود.
پیام شهید
خدایا ما را از رهروان حسین (علیهالسلام) قرار بده. بار خدایا ببخش گناهان ما را. خدایا، از رحمت ما را اشباع کن. به حق کسی که مقام خلیفةالله را به او دادی و به حق کسی که لقب ولیالله گرفت و به حق کسی که لقب روحالله گرفت ما را از رهروان فرستادهات رسول خدا (ص) قرار بده.
وصیتنامه شهید رمضان فتحی
بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ (سوره صف آیه 4)
انا لله و انا الیه راجعون
سپاس خدای را که که مرا در زمانهای آفرید و از امتی قرار داد که رهبری بزرگ همچون امام خمینی دارد که به حق او را سمبل و مظهر تقوا، مظلومیت و رنج دوران یافتم.
درود خدا بر محمد امین (ص) خاتم انبیاء که او را فرستاده خدا میدانم و درود خدا بر علی (علیهالسلام) و 11 فرزندش که همگی به من درس چگونه زندگی کردن و چگونه مردن را با تمام وجود آموختند. امیدوارم این لیاقت را داشته باشم که از پویندگان راه این عزیزان بوده و باشم.
پدران، مادران، برادران، خواهران، لحظهای به جفاهایی که بر مظلومین زمان خودتان میگذرد، لحظهای به طفلی که از گرسنگی جان میدهد، لحظهای به برادران و خواهران فلسطینی که قریب 34 سال است آواره و در چادر زندگی میکنند، لحظهای به برادران و خواهران جنوب لبنان که هر روز خطر بمبارانها ناشی از هواپیماهای اسرائیل غاصب آنها را تهدید میکند، لحظهای به رزمندگان مسلمانی که در شکنجهگاهها و سیاهچالهای کشورهای مزدور منطقه فقط به خاطر آزادی و استقلالشان جان میدهند، لحظهای به رزمندگانی که در سراسر جبهههای نبرد کفر و الحاد هر لحظه با یاد خدا به خون میغلطند و به هزاران مظلومیت و غارت و نامردی بیندیشی، آری برادرم به مستضعفین جهان بیندیش و تأمل کن که وقت آن نرسیده است که سلاح برگیری و تا به هر طریق که خود میدانی بر دفاع از این ستمدیدگان تاریخ بپردازیم.
آری من به عنوان یک مسلمان راه خود را برگزیدم. به برادران پاسدار پیوستم که به یاری خدا و کمک تمامی برادران انتقام ستمدیدگان تاریخ را از این ظالمین خونخوار بگیریم و پرچم لا اله الا الله و محمد رسول الله را بر فراز جهان به اهتزاز درآوریم و راهگشایی باشیم برای مستضعفین جهان بشریت.
اما برادرم، اگر لیاقت داشتم و در این راه به شهادت رسیدم مگذار اسلحهام لحظهای بر زمین بماند، آن را برگیر و به راه ادامه بده و اگر زنده ماندم با هم برای آزادی قدس عزیز این قبله نخستین مسلمین به جنگ علیه اسرائیل غاصب میرویم.
به ای شهادت! کلمهای زیباتر از تو و افتخاری بالاتر از تو نیافتم که بدان نایل شوم، چون فقط با تو میشود به معراج رفت. امید آنکه لیاقت چنین افتخاری را داشته باشم.(انشاءالله)
و ای خمینی! ای قرآن ناطق رهبری، از تو برتر نیافتم که وقتی در چهرهات مینگرم رنج و غم و اندوه همه مستضعفین اعم از مسلمان و غیر مسلمان در چهرهات نمودار است. رهبری که قاطعیتش را جز در ائمه اطهار (علیهمالسلام) نیافتم. امیدوارم اگر ادعای پیروزی از خط تو را میکنم در عمل هم همینطور باشد.
ای پدر مهربانم :
با اینکه پسر خوبی برای تو نبودم و نتوانستم جبران آن همه زحمات و رنجهایی که برای من کشیدی و مرا به این حد رساندی بکنم با این حال امیدوارم مرا ببخشی که شرمندهام.
ای مادر خوب و مهربانم :
ای عزیزترینم با اینکه تو را خیلی آزردم و اذیت کردم و مدام اسباب ناراحتیات را فراهم میکردم ولی با این حال هیچگاه کسی را به اندازه تو دوست نداشتم، امیدوارم مرا ببخشی و از خدای بزرگ برای تو جزای خیر و طلب مغفرت میکنم.
گلبرگهای خاطره
او میگفت در یک عملیات از روی اضطرار سه شبانه روز بر روی درخت بودم و مجبور شدم از برگ درختان استفاده کنم.
تصاویر شهید
بازدیدها: 20













