شهید سید اصغر اعتصامی
نام پدر: سید حبیب الله
تاریخ تولد: 1347
محل تولد: رهنان
شغل: رنگ کار
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 65/10/4
محل شهادت: ام الرصاص
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
شهید سید اصغر اعتصامی در سال 1347 در خانوادهای مذهبی چشم به جهان گشود. دوران دبستان او مصادف با شروع تظاهرات و برافروخته شدن مشعل انقلاب بود و او نیز چون دیگر نوجوانان میهن در این جریان فعال بود.
پس از فعالیتهای زیاد در محل به جبههها اعزام شد و سرانجام در جزیرهی ام الرصاص واقع در منطقهی عملیاتی کربلای 4 به لقاء الله پیوست.
جلوههایی از شهید
شهید سید اصغر از همان ایام نوجوانی عشق مفرطی به جبهه و جنگ داشت و شبها بعد از نماز همواره از خدا توفیق حضور در جبهه را آرزو میکرد. به قرآن خیلی اهمیت میداد و همیشه شبها صدای قرآن خواندن او را میشنیدیم.
پیام شهید
پروردگارا تو را سپاس که امت اسلام را به داشتن رهبری عالیقدر و دلاور و دلسوز و امین مفتخر کردی و این افتخاری برای امت ما بس که رهبری و مرجعیت ما را مردی از ذریهی حضرت محمد (ص) بر عهده دارد. سخن من با ملت شهیدپرور این است که همان طور که جنگ را تا اینجا پیش بردید از این به بعد نیز آن را ادامه دهید. امام را تنها نگذارید و بدانید که در آزمایش بزرگی هستید.
وصیتنامه شهید سید اصغر اعتصامی
بسم الله الرحمن الرحیم
يَيَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره صف آیههای 10 و 11)
ای کسانی که ایمان آوردید آیا راهنمائی کنم شما را به وسیلهی ثروت و اموالتان و هم به نیروی جسمانی، جان برکف جهاد و کوشش کنید، این از هرتجارتی اگر دانا باشید بر شما بهتر است.
پروردگارا ما چون از منادی ایمان شنیدیم که ایمان به پروردگارتان آورید اجابت کرده ایمان آوردیم. پروردگارا پس از گناهان ما درگذر و بدیها و زشتیهای کردار ما را بپوشان و سرانجام زندگی ما را مرگ با نیکان قرار ده. پروردگارا آنچه را برفرستادگان خود وعده فرمودی به ما عطا فرما و ما را به روز قیامت رسوا ومحروم نگردان، همانا تو خلاف وعده نخواهی کرد.
پس از سپاس خدا. درود بی حد و ثنای بی توان و صلوات فراوان بر جمیع رسولان به ویژه بر خاتم انبیاء و زینت اوصیاء ومایهی فخر اولیاء؛ حضرت محمد مصطفی (ص) که چراغ افروز معرفت و ادب آموز حکمت و معلم اخلاق و فضیلت و زدایندهی غبار شرک از آینه فطرت و بنیانگذار اساس توحید و وحدت و سالار کاروان انسانیت است و همچنین تحیت بیکران و درود عاشقانه بر خاندان پاک او باد که از نژاد وحیاند و از تبار عصمت.
خداوندا تو را هزاران حمد که امت اسلام را به موهبت امام گرانقدر و رهبری بینظیر زعیم نستوه و ژرف اندیش، بنیانگذار جمهوری عدل اسلامی حضرت آیتاللهالعظمی امام خمینی که تبار رسالت و سلالهی امامت و دودمان اهل بیت عصمت است متمنع و ممتاز ساختی. این افتخار امت اسلام را بس که لوای رهبریش در دست مردی است توانا از ذریهی پاک پیامبر که خون محمد (ص) در عروق دارد وشجاعت علی (علیهالسلام) در دل و فروغ زهرا (سلاماللهعلیها) در ناحیه و رهایی مظلومان عالم در اندیشه و نجات همه مستضعفان جهان در آرمان.
خدایا تو را شکر که قرن ما را تکرار حکومت نبی و خلافت علی ساختی و حماسههای خون و شهادت، احسان و عدالت، پیروزی و پیشرفت، ایثار و اخلاص وحماسههای شگفت دیگر را که نیاید از نو، دوباره در روزگار ما تازه کردی و به اوج خود رساندی.
و این بخش سخنم با ملت شهیدپرور ایران، که همانطور که تا اینجا بار جنگ را بردوش کشیدهاند از این به بعد نیز با صبر و استقامت به مبارزه خود ادامه دهند و به جبههها بشتابند و امام را تنها نگذارند و بدانند که در آزمایش بزرگی هستند که انشاءالله از آن سربلند بیرون خواهند آمد. دل به دنیا نبندید که دنیا پوچ است و دنیا جویندگان خود را هلاک میکند، آیا آنهایی که دل به این دنیا بستهاند این دنیا را فانی نمیدانند و اعتقاد به معاد ندارند! پس چرا به فکر آخرت خود نیستند.
مردم سنگر نماز جمعه و مساجد را پرکنید و همیشه و در همه حال پشتیبان ولایتفقیه باشید و آگاه باشید و آنهایی که حتی با زبان هم به این انقلاب ضربه میزنند از آنها جلوگیری به عمل آورید.
و اما پدر و مادرم از اینکه با شما وداع گفته و به این دانشگاه (جبهه) آمدم و باعث دلتنگی شما شدم معذرت میخواهم و از شما میخواهم که مرا حلال کنید چون وظیفه هر مسلمانی است که از اسلامش و آب و خاکش دفاع کند و من هم اگر مورد قبول قرار گیرد انجام وظیفه کردم و به جبهه آمدم و از برادرانم میخواهم که چون گذشته برای اسلام خدمت و فداکاری کنند و همیشه خداوند را در نظر داشته باشند و برای من همگی دعا کنند و از خواهرانم میخواهم که تقوا پیشه کنند و این را بدانند که سیاهی چادر آنها کوبنده تر از سرخی خون شهیدان است و درآخر از تمامی کسانی که مرا می شناسند و حقی برگردن من دارند میخواهم که حلالم کنند و از دوستانم میخواهم که مرا ببخشند و سعی کنند کتابخانه را اداره کنند.
تصاویر شهید
بازدیدها: 28










