شهید سید عباس حسینی

تصویر پروفایل شهید سید عباس حسینی

نام پدر: سید حسن
تاریخ تولد: 1344
محل تولد: رهنان
شغل: دامدار – کشاورز
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 65/6/13
محل شهادت: فاو
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان

شهید عباس حسینی در سال 1344 در شهر شهید پرور رهنان پا به عرصه‌ی وجود گذاشت. دوران کودکی را در خانواده‌ای مستضعف و محروم ولی متعهد و مذهبی با تعلیمات و تربیت اسلامی پشت‌سر گذاشت. به علت فقر مادی و کمبود امکانات تحصیلی موفق به ادامه‌ی تحصیل در مقطع راهنمایی نگردید. برای امرار معاش به شغل دامداری روی آورد و دوران جوانی را با این شغل گذراند. شور و شوق جبهه و عشق و علاقه‌ی زیادش به دفاع از اسلام و انقلاب او را راهی جبهه‌های حق علیه باطل نمود و سرانجام پس از به جا گذاشتن رشادت‌ها و دلاوری‌های فراوان به فیض عظیم شهادت نایل آمد.

شهید دارای روحیه‌ی تعاون و همکاری بود. بسیار به خانواده و مخصوصاً به پدر و مادر خویش احترام می‌گذاشت. به نماز و روزه اهمیت می‌داد و جوانی خوش‌اخلاق و خوش‌برخورد بود.

مردم به خون شهدا احترام بگذارید. حفظ و احترام خون شهدا همان حفظ انقلاب اسلامی و پشتیبانی ولایت و رهبری می‌باشد.

مشاهده وصیتنامه شهید

وصیتنامه شهید سید عباس حسینی

بسم الله الرحمن الرحيم
الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ (سوره توبه آیه 20)
آنان كه ايمان آوردند و از وطن هجرت گزيدند و در راه خدا با مال و جان جهاد كردند آن‌ها در نزد خدا مقام و منزلتى است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دوعالمند.

به نام خدا و به نام او كه مرا آفريد، به نام او كه بر من منت نهاد و ولادت مرا در عصرى قرار داد كه از ظلمت وارسته و به نور منتهى شد.
با سلام و تحيت خدمت آقا امام زمان(عج) و نايب برحقش امام امت، آن‌كه ايمان را در ما متبلور ساخت و جامعه ما را از ضلالت و گمراهى به سوى نور هدايت نمود و با عرض ارادت و احترام خدمت شهدای راه فضيلت. قبل از هر چيز احساس خرسندى خود را از لباس مقدس رزم و جنگ با كفار ابراز مي‌دارم و سپس وصاياى خود را عرض مى‌نمايم.

مردم آنچنان زيست كنيد كه آل رسول(علیهم‌السلام) زيستند و آنچنان بميريد كه آل رسول(علیهم‌السلام) مردند، اين بايد يك خط مشى كلى باشد. اللهم اجعل محياى محيا محمد و آل محمد و مماتى محمد و آل محمد.

ذلت و زبونى و دنيا پرستى را بر عزت و شرف اخروى ترجيح ندهيد، دنيا محل گذر است و مقصد و انتها و مكان و استقرار ابديت جاى ديگر است، از اكنون فكر فرداى قيامت را بكنيد، در نظر داشته باشيد كه شهدا در قيامت حقوقشان را از شما طلب مى‌كنند. به خون شهدا احترام بگذاريد، حفاظت و احترام خون شهدا همان حفظ انقلاب اسلامى كه پشتيبان مقام ولايت و رهبرى است مى‌باشد.

ما آگاهانه و با عشق و ايثار و شناخت راه و هدف، در اين راه مقدس قدم نهاديم، با خون خود جنگ با كفار تا زمانى كه فتنه در عالم وجود دارد را امضاء مى‌كنيم.

امام عزيز جنگ را به عنوان اهم مسایل قلمداد فرمودند و شرف و عزت و ناموس را در گرو همين مبارزات مى‌دانند، بنابراين جنگ را با تمام وجود پشتيبانى كنيد، اگر كسى گفت با فاسد جنگ نكنيد مخالف قرآن است. اگر كسى گفت فتنه را با جنگ رفع نكنيد مخالف قرآن است. اگر كسى گفت جنگ به صلاح ما نيست و يا خداى نكرده و زبانش لال باز دم از صلح زد مخالف قرآن است و به دهنش بكوبيد، بدانيد كه عزت و افتخار ما در جنگ و ذلت ما در صلح است. ما اصحاب حسينيم و از جدمان حسين(علیه‌السلام) زندگى و مرگ را آموخته‌ايم. زندگى ما در مرگ شرافتمندانه و مرگ ما در زندگى نكبت‌بار است. از شهيد دادن و شهيد شدن هراسى نداريم و شهادت را حسين‌گونه مى‌پذيريم، گرسنگى و محاصره اقتصادى را چون رسول خدا (ص) در شعب ابوطالب تحمل مى‌كنيم و بايد بكنيم و آن كه نكند و اظهار ندامت از انقلاب كند و به دولت و مسئولين نق بزند از ياران رسول خدا (ص) نيست، بلكه آگاهانه يا ناآگاهانه آب به آسياب دشمن ريخته است.

با ضد انقلاب بستيزيد، از ناموس اسلام و ناموس همديگر دفاع كنيد، راه شهدايى كه در اين راه مى‌كوشيدند دنبال كنيد، عفت و تعصب خود را حفظ كنيد و نگذاريد در شهر و روستايتان فساد رونق گيرد.

در خانه اگر كس است يك حرف بس است.
در پايان از پدر و مادرم كه مرا چنين تربيت نمودند كمال تشكر و قدردانى را نموده و برايشان از خداوند تبارك و تعالى طلب صبر جميل و اجر جزيل مى‌نمايم، حقى كه به گردن شما ندارم ولى باز هم ابراز حلاليت مى‌كنم، شما هم مرا حلال كرده و برايم طلب مغفرت كنيد. از همه خويشان و دوستان و بستگان حلاليت مى‌طلبم و سعادت و خوشى در دنيا و آخرت را برايتان آرزو مى‌نمايم. به اميد آن‌كه خون ما جرقه تكامل ايمان در شما باشد.
والسلام
خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار
سيد عباس حسينى 63/12/5

پدر شهید: عباس گفت که کشور در حال جنگ است و ماندن جوان‌ها در شهر اشتباه است. به او گفتم: نوبت من است بروم. گفت: جنگ کار جوان‌هاست.

مشاهده گالری تصاویر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *