شهید میثم سهرابی
نام پدر: احمدرضا
تاریخ تولد: 1364/04/31
محل تولد: رهنان
شغل: پاسدار (هوافضای سپاه)
تاریخ شهادت: 1404/03/27
محل شهادت: بهارستان (پادگان 15 خرداد)
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
شهید میثم سهرابی متولد ۳۱ تیرماه ۱۳۶۴ در خانوادهای مذهبی در شهر شهیدان اصفهان و منطقه رهنان چشم به جهان گشود. تحصیلات خود را در مدارس شهید شریفی، صفاکار و هنرستان شهید دستغیب طی نمود. سپس مدتی در دانشگاه شهید مهاجر و مجلسی مشغول درسآموزی در مقطع کارشناسی (متالورژی) شد.
با پذیرش در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در نیروی هوا فضا لباس مقدس سبز پاسداری به تن نمود. در تاریخ 10/03/1391 مصادف با ۱۰ رجب، میلاد امام محمد تقی (علیهالسلام) ازدواج نمود و ثمره این ازدواج یک فرزند به نام محمدامین میباشد.
هنوز چند ماهی از شروع دوران متاهلیاش نگذشته بود که با عزمی راسخ و دلی استوار در اواخر سال ۱۳۹۳ برای دفاع از کیان مقدس جمهوری اسلامی ایران، به صورت داوطلبانه هفتهها وماهها درسختترین شرایط درمناطق مرزی کشور و خطه محروم سیستان و بلوچستان حضور بهم رسانید و با تمام وجود و توان از مرزهای این خاک و بوم دفاع نمود.
در روزهای پایانی زندگیاش پاسدار نمونه انتخاب شده بود. این انتخاب نه تنها نشانه توانمندیهای ویژهاش در انجام وظیفه بود بلکه نمایانگر عشق بی پایان او به مردم و وطنش بود. وجودش پر از احساس مسئولیت و عشق به خدمت بود، هر روز عزم و ارادهاش قویتر میشد و به راستی چه زیباست که عنوان پاسدار نمونه در آستانه شهادتش تحقق یافت. بی ریایی و متواضع بودنش باعث ناراحتیاش شد که چرا ما متوجه نمونه شدنش شدیم و موقعی که داخل گروه خانوادگی همه فامیل به او تبریک گفتند با اخلاص کامل گفت : «تشکر از همگی؛ پاسداران نمونه کشوری شهدای ما بودند و هستند»
سرانجام پس از مجاهدتهای فراوان در این لباس مقدس، در حمله رژیم منحوس صهیونیستی به کشورمان در ۲۷ خرداد ماه ۱۴۰۴ در حین دفاع از میهن اسلامی به درجه رفیع شهادت رسید و روح بلندش به آسمان پرکشید.
پیکر پاک و مطهر شهید در ۳۰ خرداد ۱۴۰۴ بر دستان مردم انقلابی و شهید پرور رهنان تشییع و در گلزار شهدای این شهر به خاک سپرده شد.
جلوههایی از شهید
از خصوصیات شهید حسن خلق، اخلاق نیکو، خوشرویی و شوخ طبعی بود. خنده همیشه بر لب ایشان بود، و همین خصوصیات بارز اخلاقی باعث محبوبیت وی در دل دوستان و آشنایان گردیده بود.
او هرگز به غیبت نمیپرداخت، زیرا در درونش رازی عظیم نهفته بود که او را از سنگین کردن نامهی اعمالش باز میداشت.یاد دارم هرگاه نامی از کسی به میان میآمد، با صدای آرام و متینش می گفت: «بیایید سر خودمان، از خودمان بگوییم»؛ جملهای که به یادگار از او در دلها ماند.
گلبرگهای خاطره
با محبت و عشق داستان زندگی شهدا را برای پسرش محمدامین تعریف میکرد. زمانهایی که به گلستان شهدا میرفت یا از رشادتها و فداکاریهای شهدا صحبت میکرد چشمانش درخشش خاصی میگرفت.
علاقه شدیدی به شهید عبدالرسول زرین داشت که محمدامین هنوز هم موقع رفتن به گلزار شهدا به یاد پدرش همیشه سر مزار این شهید بزرگوار میرود.
دو هفته قبل از شهادتش با قلبی آکنده از ذکر و یاد شهیدان به قم و زیارت حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام) رفتند. خانوادهاش را سر مزار شهدایی که دعایشان مستجاب میشود میبرد و میگفت من عاشق شهدایی هستم که حاجت میدهند.ای کاش من هم روزی به این مقام برسم.
در میان گریهها و خندههایش به محمدامین آموخت جهت آرمانها و آرزوهای خود با شهدا عهد و پیمان ببندد. براستی آن روز در دلش چه عهدی با خدای خود و شهدا بست،انگار میدانست قرار است به جمع دوستان شهید خود بپیوندد و حال نیز خود مقامی به درگاه پروردگارش پیدا کرده است که دعایش مستجاب میشود و حاجت میدهد.
تصاویر شهید
فتوکلیپ شهید میثم سهرابی
شهید میثم سهرابی در نگاه همسر
شهید میثم سهرابی در کلام مادر
مراسم تشییع پیکر شهید میثم سهرابی
بازدیدها: 225

























