شهید مرتضی ذوالفقاری
نام پدر: رجبعلی
تاریخ تولد: 1342
محل تولد: نظرآباد
شغل: پاسدار
یگان اعزام کننده: سپاه
تاریخ شهادت: 62/8/3
محل شهادت: کردستان (مریوان)
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان
زندگینامه
مرتضی ذوالفقاری به سال 1342 در خانوادهای مذهبی در شهر شهیدپرور رهنان دیده به جهان گشود. دوران شیرین طفولیت را در کنار خانواده و در زادگاهش سپری نمود و بعد از آن راهی سنگر مدرسه شد و برای کسب علم و دانش، شبانه تا پنجم ابتدایی درس خواند. پس از آن برای امرار معاش شرافتمندانه و برای کمک به خانواده به کار و تلاش روی آورد.
پس از پیروزی انقلاب به سپاه علاقهمند شد و به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. بعد از شروع جنگ تحمیلی بارها راهی جبهه شد، تا اینکه سرانجام در تاریخ 62/8/3 پس از حماسهها و رشادتهای فراوان به آرزوی دیرینهاش رسید و مهمان یگانه معبود بیهمتای خویش گردید. وی دومین شهید خانواده بود.
جلوههایی از شهید
قرائت دائمی قرآن، اهمیت به نماز و روزه و مسائل مذهبی، ایثار و فداکاری، مهربانی و گذشت، احترام به والدین، سادهزیستی و قناعت از خصوصیات اخلاقی آن عزیز شهید بود.
پیام شهید
ای برادران و ای خواهران، به یاد خدا باشید و زندگی خودتان را با اسلام وفق دهید. از اسلام پیروی کنید و فرزندانتان را برای خدمت به جامعهی اسلامی و سربازی امام عصر(عج) تربیت کنید. خواهران و برادرانم، درس بخوانید که این خود نوعی مبارزه است.
وصیتنامه شهید مرتضی ذوالفقاری
بسم الله الرحمن الرحيم
«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلا» (سوره احزاب آیه 23)
برخى از مؤمنان بزرگ مردانى هستند كه به عهد و پيمانی كه با خدا بستند كاملاً وفا كردند پس برخى بر آن عهد ايستادگى كردند و برخى با انتظار مقاومت كرده و هيچ عهد خود را تغيير ندادند.
با سلام و درود به پيشگاه امام زمان(عج) و با سلام و درود به رهبر كبير انقلاب، خمينى بزرگ، منجى انسانها از كفر به ايمان و از ظلمت به نور و از شركپرستى به خداپرستى و سلام بر شهيدان و خانواده محترم آنها و سلام بر معلولين اين شهيدان زنده تاريخ.
هم اكنون كه چشم از اين دنيا بستهام و براى زندگى اخروى در جهان ديگر هستم و از ميان شما رفتهام چند جمله را به عنوان وصيت براى ملت شهيدپرور و خانواده عزيزم باقى مىگذارم.
اى مردم، اى امت و ای ملت، آگاه باشيد، از تفرقه بپرهيزيد و هميشه فرمان حسين زمان، خمينى را براى خود ملاك عمل قرار دهيد و بدانيد كه اسلام ناطق، حسين زمان، همين خمينى است، از او پيروى كنيد، مبادا مانند اهل كوفه امام را تنها بگذاريد، مبادا يك وقت بىوفايى كنيد، مبادا دل امام عزيزمان را به درد آوريد، كارى نكنيد امام يك وقت لب به شكايت بگشايد.
همیشه از ولايتفقيه و روحانيت كه دلشان به حال اسلام مىسوزد حمايت كنيد زيرا اينها هستند كه با سرد و گرم اين انقلاب ساختهاند و همينها پيشتازان انقلاب اسلامى بودند و هميشه خواهند بود و تنها هدفشان اسلام است و همين هدف است كه غربزدهها و ملىگراها و ليبرالها را به ستوه آورده است و وظيفه هر فرد متعهدى است كه جلوى اين جهانخواران بايستد و من اين وظيفه را براى خودم ديدم كه به نداى (هل من ناصر ينصرنى) حسين زمان، خمينى بتشكن پاسخ مثبت دهم و به جبهه بروم و خون صدها هزار شهيد را زنده كنم.
اى پدر و مادرانى كه فرزندانتان را نمىگذاريد به جبهه بروند، مگر آنها كه رفتند و از اسلام عزيز دفاع كردند و شهيد شدند زن و فرزندى و پدر و مادرى نداشتند، كمى به فكر آييد.
و اما ای پدر و مادرم از شما تشكر مىكنم كه از اول مرا به مبانى اسلام آشنا كرديد و توانستم بفهمم كه براى چه به دنيا آمدهام و از شما مىخواهم مرا ببخشيد كه در مقابل زحمات شما كوچكترين جبرانى بكنم و باز هم پدر و مادرم مىگويم حلالم كنيد چون مىدانم شما خیلی در زندگى زجر كشيدهايد براى ما. مادرم شما زينب بودهاى و پدر شما حسين بودهاى و از خدا بخواهيد كه خدا بار ديگر دومين قربانى در راه خودش را از شما قبول كند و در اين راه صبر داشته باشيد كه ان الله مع الصابرين.
و اما شما اى برادارن و خواهرانم به ياد خدا باشيد و زندگى خودتان را با اسلام وفق دهيد، از اسلام پيروى كنيد و فرزندانتان را براى خدمت به امت اسلامى و سربازى امام عصر(عج) تربيت كنيد و خواهرم و برادرم درس خود را بخوانيد و برادرم مجيد دلم مىخواهد كه تو بروى و طلبه بشوى.
پدرم و مادرم اگر امكان است مرا بالاى سر برادرم مهدی به خاك بسپاريد و دو ماه روزه برايم بگيريد و يك ماه نماز و يك ماه از حقوقم را براى جبهه بدهید و اندكى پول دارم و كمى مال در خانه، هر كارى مىخواهى بكن.
به اميد ديدار در كربلاى حسين(علیهالسلام).
والسلام.
28/7/62 محرم
خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار.
گلبرگهای خاطره
پدر شهید نقل میکند: وقتی دایی مرتضی شهید شد، مرتضی با کمال خونسردی و آرامی گفت: ناراحت نباشید این راهی است که همه باید آن را ادامه دهیم و من این راه را ادامه خواهم داد. وی به گفتهی خود عمل کرد و در نهایت به شهادت رسید.
تصاویر شهید











